تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
با اينهمه خيزران زنى كاردان و باتدبير و دانشمند بوده و در دورهء طلايى عباسيان مىزيسته است ، و مال‌اندوزى او در آن دوره ، چندان شگفتى نداشت . شگفتى در آن است كه در دورهء افول قدرت عباسيان ، مادر بعضى از خلفا با تهى بودن خزانه ، اموال زيادى اندوخته بودند ، مثلا در سوراخ و پستوى دالانهاى عمارت قبيحه ( مادر خليفهء عباسى ) دوميليون دينار و مقدار زيادى جواهرات و اشياء نفيس يافتند . از آن جمله مقدار زيادى زمرد قيمتى و مرواريد داشت و ياقوت سرخى كه بهاى آن را دوميليون دينار تخمين زدند ، و عجيب اينكه پسر همين مادر ، براى پنجاه هزار دينار كشته شد و مادر به حال وى ترحم نكرد ، و از آنهمه دارايى ، اين مبلغ بالنسبه مختصر را نداد و جان پسر را نخريد . درآمد مادر محمد بن واثق سالى ده‌ميليون دينار يعنى معادل درآمد خيزران مادر هرون بود ، و اين خود بسيار عجيب است كه در دورهء انحطاط و بيپولى خلفا ، درآمد يكى از زنهاى آن خاندان سالى ده‌ميليون دينار بوده است . مادر مقتدر وقتى مرد و خواستند او را در گور بگذارند ، ششصدهزار دينار از گورش در آوردند كه پيش از مرگ در آنجا نهفته بود و كسى از آن خبرى نداشت و عجب آنكه مقتدر در آن موقع بىاندازه تنگدست بود ، و در خزانه چيزى نداشت . البته وضع مادران ساير خلفاء در ساير ممالك اسلامى نيز به همين منوال بود . . . در نتيجه ، اموال عمومى ميان زنان و سرداران و ملازمان قسمت مىشد و آنان را از اين پولهاى گزاف ، انواع و اقسام تجملات فراهم مىساختند . دستهء ديگر از زنان حرمسرا ، آفت زر و سيم محسوب مىشدند و به نام گيس‌سفيد ( قهرمانه ) امور حرمسرا و كاخ خلفاى عباسى را در دست داشتند و با همدستى وزيران و سرداران ، هرچه مى - خواستند مىگرفتند و مىاندوختند و در امور مملكت مداخله مىنمودند . . . » « 1 » چنان كه قبلا گفتيم ، پولهايى كه زنان دربارى به شعرا و ديگر متملقان مىدادند ، يا براى عيش و نوش خود مصرف مىكردند ، با بيرحمانه‌ترين وضعى ، بعنوان خراج و جزيه و غيره از ملل تابع مىگرفتند و بدون احساس مسئوليت حيف‌وميل مىكردند .

اسلام و حجاب

حجاب كمابيش قبل از اسلام نيز وجود داشت . بنا به مندرجات تورات و انجيل ، زنان از روزگار قديم با برقع روى خود را مىپوشيدند . در باب بيست و چهارم از « سفر پيدايش » آمده است كه « چون رفقه از آمدن اسحاق بوسيلهء غلام خود آگاهى يافت ، برقع برگرفته خود را بپوشيدى . » « بعقيدهء پولس ، حوارى معروف : نقاب ، شرف زن است . « پس اگر گيسو فرو گذارد اين مايهء بزرگوارى اوست ؛ چه گيسو جانشين برقع است . » در بين يونانيان و روميان باستان نيز زنان از بيحجابى كامل برخوردار نبودند . اسلام از مؤمنان خواست كه چشم فروپوشند و فروج خود نگاه دارند كه اين براى ايشان پاكيزه‌تر است :
( يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ . . . )
حجاب آنچنان كه در همهء آيات آمده مانع از آن نبود كه در حيات پيغمبر ( ص ) زنان با مردان به ميدان جنگ بيرون روند و در نماز مسجد حضور يابند ، و به تجارت و ساير مشاغلى
هامش
( 1 ) . همان ، پيشين ، ج 2 ، ص 155 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 643 | مرتضى راوندى