داشت ، اندكاندك رو به سستى نهاد . . .
مردان در صدد محبوس ساختن زنان برآمدند ، و با گذشت زمان ، از روى ترس و ناچارى به اين نتيجه رسيدند كه كارهايى كه براى مردان حلال است ، براى آنان حرام و نامشروع است .
مردان ، زنان خود را در پشت پرده مىگذاشتند و خود با كنيزان و غلامان سرگرم مىشدند و بندرت با زن خويش همسفره و همبستر و همنشين مىشدند ، و او را موجودى مكار و حيله - باز مىپنداشتند ، و افتخار مردان بر اين بود كه زن را از حجله تا گور در خانه حبس كنند ؛ در حالىكه در قرآن بموجب آيهء 20 از سورة الروم ، به مردان توصيه شده است كه با زنان با مهر و محبت رفتار كنند :
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً »
( از آيات الهى يكى اينكه براى شما از نوع خودتان جفت آفريد تا بوسيلهء آنان آسايش يابيد و خداوند ميان شما و آنان دوستى و مهربانى برقرار ساخت . و نيز در سورهء نساء ، آيهء 23 ، چنين آمده است .
« وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ »
( با زنان به نيكى معاشرت كنيد ) ولى عملا اكثر مردان مراعى عدل و انصاف نبودند .
زنان مسلمان تا اواخر قرن 19 ميلادى ( اوايل قرن چهاردهم هجرى ) در تحت فشار شديد ، زندگى مىكردند . سرانجام در نتيجهء اشاعه تمدن غرب ، عدهاى چون شيخ احمد فارس - الشدياق و قاسم بك امين در تركيه و مصر و ديگر ممالك اسلامى ، به نشر كتابها و مقالاتى در پيرامون حقوق زنان همت گماشتند ، و بتدريج زنان شرق نيز در سايهء اتحاد و اتفاق ، حقوق و اختياراتى كسب كردند . » « 1 »
تعدد زوجات
با اينكه تعدد زوجات در اسلام مشروط است ، و فقط كسانى مى - توانند بيش از يك زن بگيرند كه بتوانند در نفقه و در محبت با زنان خود ، راه انصاف و عدالت بپويند ، معذلك اكثر مسلمانان از سر خودخواهى بدون توجه به آيهء 3 از سورهء نساء ، كه مىگويد :
« فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ . . .
( دو تا سه تا چهار تا زن بگيريد ، ولى اگر نمىتوانيد بين آنها عدالت برقرار كنيد بيش از يك زن اختيار نكنيد . ) به يك زن قناعت نمىكردند ، صرفنظر از نابغهاى مثل حضرت محمد ( ص ) كه مىتوانست 9 زن عقدى را با رعايت عدل و انصاف اداره نمايد ، و يا شخص متقى و شرافتمندى چون على كه مىتوانست « 4 زوجهء عقدى و 17 كنيز را عادلانه نگهدارى كند ، متأسفانه مردم عادى از چنين نيروى اخلاقى برخوردار نبودند با اينحال آنان نيز براى اقناع ، تمنيات نفسانى ، از گرفتن زنهاى متعدد و تمتع از كنيزان سفيد و سياه خوددارى نمىكردند . البته بندرت زنهايى بودند كه ظاهرا از تعدد زوجات شوهران خود رنج نمىبردند ؛ چنان كه « زبيده ، زن هرون الرشيد ، براى آنكه از عشق شوهر خود نسبت به « دنانير » ( يكى از كنيزان زيباى حرم ) بكاهد ، خود چندين كنيز ماهپيكر به هارون تقديم نمود ، گاه هم زنان براى ثواب آخرت ، زن جوانى به شوهر خود هديه مىدادند . شيخ جبرتى تاريخنويس مصرى مىگويد ، زنان پدر من بسيار خداترس بودند ؛ از جمله يكى از آنها گاهوبيگاه براى ابراز نهايت محبت خود به پدرم ، كنيزان ماهرو مىخريد و آنان را آرايش مىكرد و جامهء فاخر مىپوشانيد و پيش
پاورقی
( 1 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 5 ، ص 102 به بعد ( به اختصار ) .