تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
در صومعه چند خودپرستى * رو باده‌پرست شو ، چو او باش در جام جهان‌نماى مىبين * سر دو جهان ولى مكن فاش ور خود نظرى كنى بساقى * سرمست شوى ز چشم رعناش « 1 »

گروه درويشان

گروه درويشان ، در دوران بعد از اسلام ، يكى از قشرهاى گوشه‌گير و غيرفعال جامعه به شمار مىآيند و برخى از آنها مانند روحانيان ، از نفوذ معنوى و اخلاقى ، در تودهء مردم برخوردار بودند . در دايرة المعارف فارسى ، در توصيف اين گروه چنين آمده است : « فقير صوفى ، كسى است كه غالبا از متعلقات دنيوى به اندك مايه قناعت مىكند ، و يا لامحاله از قيد تعلقات كناره مىجويد ، و حتى گاه از باب تحقير و تهذيب نفس ، و نه به داعيهء حرص مال ، يا عدم توكل . . . به دريوزگى و سؤال تن درمىدهد . اصل لفظ درويش نيز بموجب بعضى قراين ، ظاهرا بالفظ دريوزه مربوط است . اخوان « طريقت » و سالكان طريق و تمام اعضاى سلاسل صوفيه نيز ، عموما به نام درويش خوانده مىشوند . . . استعمال اين لفظ در حق صوفيه ، مخصوصا از جهت اهميتى است كه اين فرقه براى فقر قائل بوده‌اند . گذشته از اين ، در مقام اطلاق نيز ، اين لفظ در ادب به معنى فقير و سائل تداول دارد . . . » « 2 » جمعيت مقلدين
هامش
( 1 ) . ديوان عراقى ، به اهتمام نفيسى ، ص 243 ، 215 . ( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ، پيشين ، ص 972 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 602 | مرتضى راوندى