شورشهاى درويشان « سربدارى » و « مرعشى » در بسيارى از نقاط ايران رخ داده بود ، لذا اين بيت حافظ كه مىگويد :
ساقى ز جام عدل بده باده ، تا گدا * غيرت نياورد كه جهان پربلا كند
داراى محتوى مشخص و اشاره به وقايع معينى از دوران حيات اوست . به همين ترتيب ، در ابيات زيرين ( اگر از حافظ باشد ) نمىتوان همين اشارات تاريخى را نديد :
از كران تا به كران لشكر ظلم است ولى * از ازل تا به ابد فرصت درويشان است
اى توانگر ، مفروش اينهمه نخوت كه ترا * سر و زر در كنف همت درويشان است
گنج قارون كه فرو مىرود از قهر هنوز * خوانده باشى كه هم از غيرت درويشان است
در مورد سعدى و حافظ و رابطهء فكرى آنان با درويشان ، بايد گفت درحالىكه شيخ - مصلح الدين سعدى ، كه خود را پروردهء نعمت خاندان توانگران مىشمرد ، گاه ( از جمله در جدال سعدى با مدعى ) به مشاجرهء با درويشان و توبيخ توانگران برمىخاسته ، لذا بين درويش و توانگر در نوسان است .
حافظ در ابراز علقهء شديد معنوى و روحى به درويشان ، هم از جهت آنكه گردآلود فقرند و هم از جهت آنكه جوياى حقيقت ، به مراتب پيگيرتر است ، و نوسانها و سازشها در اشعارش كمتر به چشم مىخورد .
در جنبشهاى سياسى قرون وسطى ، نظير جنبش سربداران و جنبش مرعشيه و جنبش حروفيه و جنبش پيروان شيخ صفى الدين اردبيلى ، كه بعدها به حمايت شاه اسماعيل برخاستند ، سيماى درويش ، در دورهء قاجاريه