تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
روميان اين شيوهء سبعانه و غيرانسانى را اقتباس كردند . قبلا تصور مىرفت كه خواجگان فاقد قواى دليرى و مردانگى مىشوند ، ولى عده‌اى از همين خواجگان ، جزء اشخاص مهم تاريخى شده‌اند و در امور كشورى و لشكرى ، مقام مهمى يافته‌اند . پسران را به جهات بسيارى اخته مىكردند ؛ از جمله براى اينكه آزادانه در حرمسرا بمانند ، و رابط ميان زنان و مردان باشند . « 1 » « يكى از دوره‌هايى كه غلامان و خواجگان ، نفوذ بسيارى در امور دولتى داشته‌اند ، در عهد عباسيان است . در ميان غلامان متنفذ عباسيان ، بيش از همه ، نام مسرور خادم هرون الرشيد را مىشنويم ، ولى او چندان قدرتى نداشته است . نخستين خليفه‌اى كه غلامان بسيار گردآورد و آنان را معرب ساخت امين بود . او چون به خلافت رسيد ، خواجه‌هاى بسيارى خريده آنها را انيس شبانه‌روزى و سرپرست خوراك و نوشابه و امر و نهى خويش قرار داد ، و دسته‌اى از آنان را جراديه و دستهء ديگرى از خواجگان سياه را غرابيه ناميد . امين از نظر مصالح سياسى و خود ، اين خدمتگزاران را جمع نكرد ، بلكه منظورى جز خوشگذرانى و عياشى نداشت ، تا آنجا كه شاعران دربارهء آن وضع ، شعرها گفتند و امردبازى امير را با ذكر اسامى گروهى از آن امردان به شعر درآوردند . همين كه شمارهء خدمتگزاران و غلامان در دستگاه خلفا فزونى يافت آنان را به چند دستهء رومى يا ترك ، حبشى ، سغدى ، بربرى ، سيسيلى و جز آن تقسيم كردند ، و تقريبا تشكيلاتى مانند تشكيلات نظامى براى آنان ترتيب دادند ، و مقررى و مستمرى به جهت آنان تعيين كردند . اساسا استخدام غلامان و مماليك و غيره در سراى خلفا و امرا به منظور انجام دادن كارهاى خانوادگى بود ؛ سپس از وجود آنان براى حفظ و حمايت خود و منزلهاى خويش استفاده كردند ، و طبعا بهاى چنين غلامان و خدمتگزارانى روزافزون مىگشت و از صد تا هزار دينار بيشتر يا كمتر از آن مىبود ؛ و چه‌بسا ، كه اميران بيش از پانصد و بلكه هزار غلام داشتند ، و از آن جمله بفالشرانى يكى از سرداران ترك پانصد غلام داشت . . . غلامان دربار خلفا دسته‌دسته بودند و هر دسته‌اى نامى داشت مانند غلامان كوچك و غلامان سنگى و پيادگان . . . و غيره . فرق دسته‌هاى سپاهى ترك با دسته‌هاى غلامان مملوك آن بود كه سپاهيان ترك براى دولت كار مىكردند و از دولت حقوق و مقررى مىگرفتند ، و بعضى از آنان اجير و بعضى ديگر مملوك بودند ، ولى دستهء غلامان ، برعكس ، خدمتگزاران شخصى خليفه يا امير بودند ، و از شخص خليفه يا امير حقوق مىگرفتند ، و از خانه و شخص او حمايت مىكردند . گاهى هم اين خدمتگزاران شخصى ، جزو سپاهيان دولت درمىآمدند و گاهى نيز بنا به مقتضيات ، با سپاهيان همكارى مىكردند . بعضى از خلفا بندگانى را مىخريدند كه با دشمنان آنان مبارزه كنند و چه‌بسا كه دسته‌اى از اين خدمتگزاران بر خليفه چيره مىشدند ، وى را اذيت مىكردند و آنان هم از دسته‌هاى ديگر غلامان استمداد كرده دستهء مخالف را نابود مىساختند . . . گروه انبوهى از خواجگان و غلامان در دستگاههاى دولتى مسلمانان به مقامات مهم سردارى سپاه و امارت و خزانه‌دارى كل و غيره رسيدند ، مثلا المعتضد باللّه خليفهء عباسى غلامى داشت به نام « بدر » كه
هامش
( 1 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ؛ ج 5 ، ص 30 - 25 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 555 | مرتضى راوندى