وضع كارگران ، پيشهوران و صنعتگران و بازرگانان در قرون وسطى
از ديرباز ، در ايران ، در حوزهء قدرت هريك از فئودالها ، عدهاى براى تأمين احتياجات ارباب و وابستگان او و كشاورزان محل ، به فعاليتهاى صنعتى كوچك نظير نجارى ، آهنگرى ، پارچهبافى ، دباغى ، كفاشى و غيره مشغول بودند و قسمتى ، يا تمام احتياجات منطقهء فئودالنشين را تأمين مىكردند ؛ ولى محل فعاليت و مراكز اصلى پيشهوران و صنعتگران در دورهء قرون وسطى ، در داخل شهرها بود . با اينكه پيشهوران و كارگران در اين دوره بعد از كشاورزان ، مفيدترين و پرثمرترين طبقات اجتماعى بودند ، و قسمت قابل ملاحظهاى از ماليات مملكتى را نيز آنان مىپرداختند ، در منابع و آثار تاريخى ، كمتر از مقام و موقعيت اجتماعى اين طبقهء وسيع و پرثمر سخنى به ميان آمده است ، با اينحال با مراجعه به كليهء آثار منظوم و منثور موجود مىتوان جستهجسته مطالبى كه نمودار موقعيت اجتماعى و اقتصادى اين طبقه است ، به دست آورد :
در عهد باستان به كارگران و پيشهوران « اهنوخشى » مىگفتند . بنابه روايات كهن :
« جمشيد طوايف انام را بر چهار قسم كرد : اول را « كاتوزى » ناميد و فرمود كه در كوهها و غارها مكان كنند و به عبادت خدا و كسب علم مشغول باشند ، و دوم را « نيسارى » خواند و گفت سپاهيگرى بياموزند ، و سوم را « نسودى » گفت و حكم فرمود كه كشت و زراعت كنند ، و چهارم ، « اهنوخشى » لقب داد و گفت به انواع حرفتها بپردازند . » « 1 » فردوسى فرمايد :
چهارم كه خوانند اهنوخشى * همان دستورزان با سركشى
كجا كارشان همگنان پيشه بود * روانشان هميشه پرانديشه بود
در كتاب التوسل الى الترسل ، ضمن تعاليم مشروحى كه به حاكم خجند ، در مورد طبقات و گروههاى مختلف اجتماعى داده شده است ، در مورد پيشهوران چنين مىخوانيم : « . . . و محترفه و اهل اسواق را از تحمل اعباء مشاق محفوظ گرداند ، تا كارهاى خلايق كه بنفس خويش مباشر آن نتوانند بود ، فرو نماند . . . » « 2 »
عنصر المعالى در باب چهلوسيم قابوسنامه ، پس از توصيف آيين دهقانى ، از راه و رسم پيشهورى سخن مىگويد و خطاب به فرزند خود مىگويد : « اگر پيشهورباشى ، از جملهء پيشهوران
هامش
( 1 ) . محمد حسين برهان ، برهان قاطع ، به اهتمام محمد عباسى ، ص 133 .
( 2 ) . ص ، 19 .