مىپيوندند ؛ حتى به ميان دشمنان قديم خود مىروند . » « 1 »
در دورهء قاجاريه ، زندگى اشرافى بيشازپيش ، در سراشيبى سقوط و فساد افتاد اعتماد - السلطنه ، ضمن توصيف مظالم و مفاسد ظل السلطان مىنويسد : « شاهزاده ( ظل السلطان ) جور غريبى ادرار فرمودند ؛ پيشخدمتى گلدان در دست داشت ، دكمهء شلوار را در حضور من باز كردند ، پيشخدمتباشى ، كه به ابراهيم خليل خان موسوم است ، احليل شاهزاده را گرفته در گلدان نهاد ، شاهزاده ادرار كردند ، همان پيشخدمتباشى آب ريخت ، طهارت گرفت . خيلى من تعجب كردم . » « 2 »
توصيفى از زندگى يكى از اشراف
حاجى پيرزاده ، كه در عهد ناصر الدين شاه از شيراز ديدن كرده است ، وضع زندگى يكى از اشراف آن عهد را ، كه در بوشهر و « ريشهر » زندگى مىكرد ، چنين تصوير كرده است :
ملك التجار سه چهار خانههاى خوب به وضع فرنگستان در ريشهر ساخته دو مرتبه و سه مرتبه ؛ و اسبابهاى خوب و آينهها و صندليها و مبلهاى خوب در اتاقهاى خود گذارده و نوكرهاى معتبر با خود نگاه داشته و در سفر استنبل به قدر ده نفر كنيز چركس بسيار خوب خريده و با خود آورده ، و يكى از آن چركسها مطبوع اتفاق افتاده ، خانم محترم و بزرك خانهء او شده . و ملك التجار زنهاى نجيب معتبر از تجار شيرازى و بوشهرى و كلكته دارد ، ولى خانم چركسى او از همهء زنهاى او گوى سبقت ربوده و ملك التجار را مطيع خود ساخته است .
وضع حاليهء ملك التجار وضع تجارت و كسب نيست ، وضع اعيان و اشراف و نوكر باب ديوانيان محسوب مىشود . سابق براين ، عمامهء تجارتى بر سر داشته و لباس بلند مىپوشيده ، ولى حالا كلاه كوتاه و لباس فرنگى و زلف مجعد دارد . « 3 »
پس از قتل ناصر الدين شاه ، در دورهء مظفر الدين شاه نيز با وجود اعتراضات و تذكرات مكرر آزاديخواهان و اصلاحطلبان ، كمترين قدمى در راه تحديد قدرت فئودالها و بهبود وضع كشاورزان برداشته نشد ، و اين وضع تا اعلام مشروطيت دوام يافت . در سال 1325 ، كميسيونى مأمور رسيدگى به وضع اقتصادى مملكت گرديد . يكى از قدمهاى اصلاحى اين كميسيون لغو تيولدارى بود .
تيول :
آقاى على اصغر شريف ، ضمن مطالعاتى كه در پيرامون لغو تيول و تيولدارى كردهاند ، در مورد كلمهء « تيول » با مراجعه به لغتنامهها ، چنين نوشتهاند : « تيول جايگزين مدد معاش ، و لغت تركى است . » ( از آنندراج ) . در كتاب لغت نفيسى ، معنى « تيول » چنين آمده است :
« تملك و تصرف ملك و عقار و زميندارى . »
در لغتنامهء دهخدا اين دو جمله بر آن اضافه شده است : « واگذار كردن دولت خالصهاى از خالصهها يا ماليات قريهاى را به يكى از نوكران خود در ازاى مواجب او در تمام عمر . جمع آن تيولات است و با بودن و دادن صرف مىشود . » در كتاب مالك و زارع نوشتهء دكتر لمتون ، از تيول چنين ياد شده است : « تيول از اصطلاحات دورهء ايلخانان است و
هامش
( 1 ) . سفرنامهء دمورگان ، پيشين ، ص 4 .
( 2 ) . روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، پيشين ، ص 642
( 3 ) . سفرنامهء حاجى پيرزاده ، پيشين ، ج 1 ، ص 109 - 108 .