تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
زنهاى گشاده‌روى ايلات از خودگذشتگى عجيب و حيرت‌آورى دارند ؛ از ارث محرومند ، جهيزيهء ناچيز خود را در اختيار شوهر مىگذارند و مهريه را نيز به دو مىبخشند . بااين حال ، زحمات طاقت‌فرساى زندگى خانه‌بدوشى را از هر قبيل به عهدهء خود مىگيرند ، و شوهران را موجوداتى راحت - طلب و آسوده و بى خبر از امور زندگى بار مىآورند . پستى زن در بين ايلات از آثار عهد پدرشاهى و مولود معتقدات و خرافات ديرين بشرى است ، و زن هميشه نيازمند رهبرى شوهر ، پدر ، برادر ، و پسر بوده ، و از نعمت استقلال و آزادى فردى بىنصيب است ، و بار فعاليتهاى مختلف اقتصادى را به‌دوش مىكشد . يعنى دوشيدن ، شيردادن ، ماست و كره درست‌كردن ، پرستارى اطفال ، پشم‌ريسى ، رنگرزى ، فرش‌بافى و ساير خدمات ، فقط به عهدهء زنان است ، و مردان طبقات متوسط و مرفه اجتماع تقريبا ، همهء عمر خود را به بطالت سپرى مىكنند ، همين قدرت اقتصادى سبب شده است كه بعضى از زنان ، كمابيش بر مردان حكومت كنند ، و گاه در امور طايفه و ايل و كارهاى سياسى اظهار نظر و اعمال نفوذ نمايند . تعدد زوجات در بين بعضى از ايلات معمول است . ايلات در مورد وصيت و ارث تابع عرف و عادت خود هستند و كمتر به مقررات دينى توجه مىكنند و معاملات نيز با سادگى صورت مىگيرد و قول‌وقرار ، جاى اسناد و قيود ديگر را مىگيرد . از آغاز حكومت پهلوى دولت سعى كرده است كه ايلات و عشاير را به مختصات تمدن جديد آشنا كند ، ولى غالبا سوء استفاده و فساد مأمورين موانعى در اين راه ايجاد كرده است . . . » « 1 »

ايل قشقايى :

حاج پيرزاده در سفرنامهء خود ، اشاره‌اى به وضع اجتماعى طايفهء قشقايى مىكند و مىنويسد : « هر طايفه و هر تيره‌اى در محل خود ، منزل گرفته و چادر زده‌اند ، و همهء جوانهاى قابل و مردان ، شجاع و دلير مىباشند ، زنهاى آنها حجاب ندارند ، و مشغول زحمت و خدمت مىباشند . . . » « 2 »

مظالم تركمنها :

سرجان ملكم مىنويسد : « اسراى تراكمه كه مراتع و اويماقات ايشان در سواحل شرقى بحر خزر قرار داشت . . . به سبب جلادت فطرى آرام نمىتوانستند گرفت از فوت نادرشاه تا استقرار سلطنت آقا محمد خان غالبا و على الاتصال به اطراف ايران تاختند و ممالك و مسالك را ، عرصه يغما و تاراج ساختند ، نه‌فقط بلاد اطراف بحر خزر از تطاول ايشان در رنج بود ، بلكه به عراق نيز پاى جسارت نهادند ، يكى از معتمدين محرران فرنگستان مىنويسد كه ما پشت ديوار اصفهان را تاخته پسران و دختران مردم را بر اسبهاييكه به جهت همين مطلب يدك كرد . دونبه بسته و مىراند و چون اسبهاى ايشان قوى و به اين گونه سفرهاى شاقه معتاد بودند تعاقب كردن ايشان فايده نمىبخشيد . . . » « 3 »

ايلات و عشاير ايران

واتسن در تاريخ خود ، راجع به ايلات ايران مىنويسد : « سران ايشان تسلط فراوانى نسبت به افراد قبيله دارند و تمام مراودات بين حكومت و ايل ، بوسيلهء سران آنها انجام مىشود ، و مالياتها خواه به صورت نقد و خواه جنس توسط رئيس قبيله پرداخت مىشود ، و توسط او سربازانى به تناسب جمعيت به دولت تحويل مىشوند . به نظر
هامش
( 1 ) . عرف و عادت در ميان عشاير فارس ، پيشين ، ص 3 به بعد ( به اختصار و تناوب ) . ( 2 ) . سفرنامهء حاجى پيرزاده ، پيشين ، ج 1 ، ص 19 . ( 3 ) . تاريخ ايران ، ج 2 ، ص ، 90