داشتند ، اما به مرور دهور ، بسيارى از اين زمينها مبدل به املاك شخصى شد . در بعضى نواحى تنگ . كه براى اندازهگيرى زمان آبيارى زمين به كار ميرود ( ساعت آبى ) از موزهء مردمشناسى شوروى ، شماره 1 .
برجهاى كبوتران ( اصفهان ) ( آلبوم شاردن )
كشور ، خاصه آذربايجان و اصفهان ، طبقات روحانى كماكان يكى از عوامل طبقهء زميندار را تشكيل مىدادند .
از خصوصيات زندگى اقتصادى و اوضاع و احوال دهقانان اطلاعات مختصرى در دست داريم . بنا به قول شاردن ، از زمينهاى پيرامون اصفهان بابت هر جريب 30 اكو ( 66 % تومان ) وصول مىشد ، به عبارت ديگر ، بجاى روش مزارعه ، كه به قول شاردن ، در ساير جاها معمول بود ، زارعان بهرهء مالكانه را به نقد مىدادند . اين اختلاف بيشك بسبب آن بود كه زمينهاى پيرامون اصفهان بيشتر به كشت ترهبار اختصاص داشت ؛ يعنى محصولى كه فورا در بازار شهر به فروش مىرسيد .
به گفتهء شاردن ، در هرجا كه روش مزارعه متداول بود ، مالك همه يا نيمى از كود و آب را ، برحسب قرارداد ، فراهم مىكرد . همهء مخارج كشت و زرع با زارع بود . طرفين حاصل را قسمت مىكردند و مالك ، بسته به وضع زمين ، از يك چهارم تا نصف آن را برمىداشت . بطوركلى پس از وضع مقدار بذر ، يك سوم محصول به مالك مىرسيد ؛ و اين ترتيب هم در املاك شخصى معمول بود و هم در املاك خالصه .
سهم مالك از درختان ميوهدار از نصف تا دو ثلث و از درختان عادى دو ثلث بود . كمپفر بتفصيل بيشترى در اين باب سخن مىگويد و مىنويسد كه اگر در محال اصفهان شاه بذر و آب را فراهم كند و زارع تهيهء گاو و كود و انجام دادن كارهاى عادى و بيگارى را به گردن بگيرد ، يك سوم حاصل به زارع مىرسد ؛ اگر شاه ، گاو - و وسايل كشت ، و زرع را فراهم كند و از بيگارى چشم بپوشد ، سهم زارع تا يك چهارم تنزل مىيابد ؛ و اگر عامل كار را هم شاه به عهده بگيرد ، در اينصورت سهم زارع از يك هشتم تجاوز نمىكند . . . در واقع ، مزد يك هشتم ، مزارعه نيست
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٥٨