تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
بخصوص در شهرها و بلادى كه ايجاد كرده بودند ، برجاى گذاشتند و در نتيجهء تماس نزديك با ايرانيان شهرنشين ، خواه‌وناخواه ، از تمدن شرقى و ايرانى نيز متأثر گرديدند . پارتيان پس‌ازآنكه استپها و مساكن قديم خود را ترك گفتند ، از راه رزمجويى به فرمانروايى ايران رسيدند . در كشور اخير با سازمان اقتصادى ، اجتماعى و سياسى جديدى مواجه گرديدند كه براى آنها تازگى داشت . سكنهء مستعمرات يونانى در طول دو قرن با شهرنشينان و بورژوازى ايرانى مأنوس و ممزوج شده و نظم جديدى برقرار كرده بودند . اغلب اين بلاد ، از بركت موقعيت جغرافيايى خود ، نقش مهمى در تجارت بين المللى ايفا مىكردند . عده‌اى از ايرانيان يونانى شده پس از ورود پارتيان ، به آنها نزديك شده مقامات مهمى كسب كردند و در جمع‌آورى ماليات و فعاليتهاى سياسى و اقتصادى به نفع طبقهء فرمانروا فعاليت مىكردند . شهرها و مدينه‌هاى ايرانى و يونانى تنها مركز فعاليتهاى اقتصادى و تجارى نبود بلكه اين بلاد در حيات سياسى شاهنشاهى اشكانى نقش مهمى داشتند . « زيرا اغلب همانجاها بود كه افكار عمومى تشكيل مىشد و حتى مىتوانست دربارهء سرنوشت شاه تصميم بگيرد . . . پارتيان ارزش تمدن يونانى را مىدانستند . . . برهم زدن وضع موجود و برگشت به وضع پيش از اسكندر يا ايجاد وضع جديد ، بر خلاف منافع دولت بود . بنابراين ، پارتيان اين مدينه‌هاى يونانى را ، كه به شكل سنگرهاى ثروت و سعادت مخدومان جديد درآمده بودند ، به وضع خود باقى گذاشتند . حكام از افراد خاندانهاى محلى و از جانب شاه يا مدينه انتخاب مىشدند و شهربان ( والى ) بر او نظارت مىكرد . قضات از ميان همين خاندانها برگزيده مىشدند . شهرها اجتماعات خود را حفظ كردند . . . » « 13 » بااين‌حال و باوجود تفاهم و همكارى ايرانيان و يونانيان ، گاه‌وبيگاه ، بين آنان اختلافات و كشمكشهايى روى مىداد و بين اشراف بر سر انتخابات محلى ، تعيين قضات يا سلطنت فلان و به همان ، موافقت نمىشد . ما نمونه‌اى از همكارى يونانيان مستعمرات را با حكومت يونانى بلخ ، عليه پارتيان و به نفع سلوكيان كه مدت 7 سال به طول انجاميد ، سابقا گفتيم ولى برروىهم ، موارد اختلاف اندك بود و نه تنها مصلحت پارتيان در همكارى با يونانيان بود بلكه مصلحت مستعمرات يونانى نيز در تبعيت از مخدومان جديد يعنى پارتيان بود . پارتيان كه خود را بناچار دوست يونان مىخواندند براى ادارهء شاهنشاهى خود نه تنها از مترقىترين قشر اشراف ايرانى و يونانى استفاده كردند بلكه زبان و خط يونانى را ، كه جنبهء بين المللى پيدا كرده بود ، حفظ كردند و در كارهاى سياسى و اقتصادى مورد استفاده قرار دادند . حكام و افسران و مأمورين مالى و دولتى و حتى سلاطين كمابيش به زبان و خط يونانى آشنا بودند . از مسكوكات و آثار هنرى چندى كه از آن روزگار به يادگار مانده ، نفوذ هنرمندان يونانى و حمايت حكومت از آنها آشكار مىشود . با اين‌حال چنان كه مىبينيم ، نفوذ تمدن و فرهنگ يونانى در ايران چندان عميق نبود و بعد از برچيده شدن بساط حكومت اسكندر و جانشينان او و پس از خاتمهء حكومت پانصد سالهء اشكانى ، بتدريج ايرانيان ثابت كردند
هامش
( 13 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 226 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 566 | مرتضى راوندى