نگرفت قسمتى از سپاه خود را به ارمنستان فرستاد و اين منطقه را به تصرف خود درآورد و نگذاشت پادشاه ارمنستان به كراسوس يارى كند . سپس سورن بزرگترين سپهسالار ايران را مأمور دفع كراسوس نمود . در جنگ سختى كه بين طرفين درگرفت ، روميان با دادن تلفات زياد شكست خوردند . در نتيجه بين النهرين تا رود فرات به تصرف ايران درآمد . در اين ايام سورن در نتيجهء شجاعت و كاردانى بسيار مورد حسادت ارد قرار گرفت و به فرمان او به قتل رسيد و « پاكر » فرزند ارد ، مأمور تسخير متصرفات آسيايى روم گرديد ؛ ولى شاه بر اثر سوءظنى كه به او پيدا كرد وى را احضار كرد و جنگهاى ايران و روم مدت 9 سال موقوف گرديد . در اين ايام ، حكومت روم دچار اختلافات و كشمكشهاى داخلى گرديد . « پمپوس » و قيصر به جان هم افتادند و پسازآنكه پمپوس قيصر را شكست داد ، خود كشته شد و جنگهاى داخلى در اين كشور آغاز گرديد . ارد از وضع آشفتهء روم استفاده كرد و پسر خود ، پاكر ، را با يكى از سرداران رومى ، كه در ارتش ايران خدمت مىكرد ، مأمور تسخير سوريه نمود . سپاهيان پارتى موفقيتهايى كسب كردند و پس از تسخير سوريه و قسمتى از فنيقيه تا داردانل پيشرفتند ، ولى در اين جريان يكى از سرداران آزمودهء رومى به مقابلهء آنان شتافت و سپاه ايران مجبور عقبنشينى گرديد و پاكر در اين جريان كشته شد . ارد پس از مرگ پاكر از سلطنت كناره گرفت ( 37 ق . م . ) و سلطنت را به پسر خود « فرهاد چهارم » سپرد .
پادشاه جديد پس از زمامدارى ، پدر و تمام برادران خود را هلاك كرد و جمعى از بزرگان حكومت را كه با خود مساعد نمىديد ، كشت . رفتار او سبب عصيان گروهى از فئودالها و بزرگان كشور گرديد ؛ ازجمله يكى از آنها به آنتونيوس سردار رومى پناه برد و او را به جنگ با اشكانيان برانگيخت . وى اين پيشنهاد را پذيرفت و به كمك پادشاه ارمنستان وارد خاك آذربايجان گرديد ، ولى طى جنگهايى كه بين طرفين درگرفت ناگزير با فرهاد صلح كرد . پس از اين جريان ، زدوخوردها و اختلافات چندى بين دو حكومت درگرفت ولى عاقبت بين فرهاد و حكومت روم روابط دوستانه برقرار شد و تا يك قرن دوام يافت .
سياست جديد روم
گيرشمن مىنويسد :
در اين هنگام سياست روم در مسألهء شرق تغيير كرد .
افكار عامهء روم در خصوص پارتيان تغيير يافت . قدرت دفاعى اينان شناخته شده بود .
روميان دانستند كه تمايلات تعرضى آنان خطا و سياست كسانى كه در صدد فتوحاتى در شرق فرات بودند ، بر باطل بوده است . اگوست « 8 » كه شايد در آغاز انديشهء مطيع كردن آسيا را داشت ، تغيير عقيده داد و در صدد مصالحه برآمد . پارت نمىتوانست براى روم تهديدى بهشمار رود . تشكيلات اجتماعى ، اغتشاشات متعدد در كاخ ، منازعات بين خاندانها ، تمايلات تجزيهطلبى اتباع ، فقدان نيرو در قدرت مركزى پارت ، موجب آن بود كه روميان با كشور مزبور رفتارى دوستانه داشته باشند .
هامش
( 8 ) .Auguste