دستگاهى مستقل براى خود ترتيب داد .
سواران پارتى كه در جنگ و گريز مهارت داشتند ، مرگ در ميدان جنگ را افتخارى بزرگ مىدانستند . ارشك و تيرداد به كمك پارتيان موفقيتهايى كسب كردند و چند ناحيه را به تصرف خود درآوردند . سلوكوس دوم براى جلوگيرى از اين نهضت با قواى خود حركت كرد ، ولى تيرداد با سواران سكايى عقبنشينى كرد . اغتشاشات و آشفتگى اوضاع انطاكيه سبب گرديد كه پادشاه سلوكى قبل از پايان كار تيرداد ، عمليات جنگى را ترك گفته راه سوريه را پيش گيرد . پارتيان از اين پيشامد به نفع خود استفاده كردند و غير از نواحى قبلى ، گرگان و مناطق واقع در جنوب بحر خزر را ضميمهء متصرفات خود ساختند .
تيرداد با استفاده از حمايت معنوى سكنهء بومى ايران ، سى و هفت سال سلطنت نمود ، قواى نظامى خود را تقويت كرد و از هرفرصتى براى تقويت و توسعهء حوزهء قدرت خود استفاده نمود . پايتخت خود را از ارشك به شهر صد دروازه ( در جنوب غربى دامغان ) انتقال داد . اين شهر يونانى در كنار جادهء تجارتى بين مغرب و مشرق قرار داشت . پس از تيرداد ، « اردوان » اول جانشين او شد . زمامدارى او مصادف با ايامى بود كه انتيوخوس سوم گردش مسلحانهء خود را در شرق براى تأمين وحدت شاهنشاهى آغاز كرده بود . پادشاه سلوكى در طى سفر جنگى هشت سالهء خود مخالفان و سركشان را موقتا برجاى خود نشاند ؛ ازجمله اردوان را شكست داد و او ناچار شد كه حكومت سلوكى را به رسميت بشناسد ، ولى پارتيان كه منتظر فرصت بودند همين كه از شكست انتيوخوس سوم از روميان باخبر شدند از موقع استفاده كردند و به تسخير ايالات جنوب بحر خزر مبادرت كردند .
مهرداد اول پس از اردوان پسر او « فرى ياپيت » 15 سال پادشاهى كرد و پس از او فرزندش فرهاد اول به زمامدارى رسيد . جانشين فرهاد ، برادر او « مهرداد اول » بود كه با روشى عاقلانه بر وسعت شاهنشاهى اشكانى افزود . بههمين مناسبت ، او را پايهگذار و مؤسس حقيقى اين سلسله مىدانند . در ايامى كه حكومت سلوكى بر اثر ادامهء سياست تجاوز - كارانهء روم سخت ضعيف شده بود ، تنها پارتيان دعوى استقلال نكردند بلكه ماد ( آذربايجان ) ، بابل ، پارس ، اصفهان ، خرسن ( خوزستان ) و ساير متصرفات شرقى سلوكيان خواهان آزادى بودند ، ولى مهرداد با تدبير و جنگ كليهء ايالات شرقى و غربى را بين سنوات 160 و 140 ق . م . به تصرف خود درآورد و شاهنشاهى هخامنشى را تجديد كرد . وى كه پادشاهى شجاع و خيرخواه بود پس از تصرف منطقهء وسيعى كه از فرات تا هرات امتداد داشت ، خود را « دوستدار يونانيان » « 5 » معرفى كرد ؛ معذلك يونانيان ساكن مدينهها و سكنهء سلوكيه و برخى بلاد ديگر عليه او قيام كردند . « دمتريوس » دوم در اين موقع براى تسخير مجدد نواحى از دست رفته حركت نمود ولى در جنگ پيروزى نيافت و به دست مهرداد اول گرفتار شد . اين پادشاه شجاع با كسب افتخارات بسيار در سال 137 ق . م . درگذشت و فرزندش فرهاد دوم جانشين او شد . در دوران سلطنت او برادر دمتريوس ، موسوم به انتيوخوس هفتم ، براى نجات برادر
هامش
( 5 ) .Philhelene