علل سقوط سلوكيان
شاهنشاهى سلوكى يعنى مناطق وسيعى كه شامل ايران و بابل قديم و شهرهاى فنيقيه و بلاد آسياى صغير بود ، سرانجام مانند حكومت هخامنشيان ، در نتيجهء اختلافات طبقهء حاكمه و عدم رضايت عمومى ، راه انحطاط و انقراض پيمود . كوششى كه سلوكيان باوجود تنوع ملل و تمدنها در راه وحدت شاهنشاهى سلوكى به عمل آوردند به نتيجه نرسيد . جنگهايى كه آخرين سلاطين اين سلسله با حكومت مقدونيه ، مصر ، و پارتيان و روميان به عمل آوردند ، تلاش آنها را در راه خاموش كردن تمايلات تجزيهطلبى ممالك تابع ، توطئههاى دايمى درباريان ، رقابتهاى مدعيان تاج و تخت و صرف دارايى مملكت در راه فساد و تحريك ، و رشد روزافزون افكار استقلالطلبانه در ممالك تابع ، بنيان حكومت سلوكيان را متزلزل گردانيد و بنيهء نظامى و مالى آنان را تحليل برد .
در دوران سلطنت آنتوخيوس آثار تجزيه آشكار شد ، ايالت بلخ كه شامل دشت شمالى افغانستان امروزى و از سوى شمال به جيحون و آمودرياى كنونى محدود بود ، در 250 ق . م .
تجزيه گرديد . اين ايالت كه در منطقهء سرحدى ، براى دفع خطر بدويان به دست اسكندر ايجاد شده بود و داراى قواى مسلح يونانى بود ، وقتى كه ضعف حكومت سلوكى آشكار شد ، تحت رهبرى ديودوتوس « 1 » كه حاكمى يونانى بود ، اعلام استقلال نمود و دولتى بالنسبه قوى تشكيل داد تا بتواند در مقابل خطر بدويان پايدارى كند .
هنوز دوسه سال از قيام مشترك ايرانيان و يونانيان ، در بلخ نگذشته بود كه پارت ، ايالت مجاور آن ، مستقل گرديد . مقصود از پارت يا « پارتيا » قسمت شرقى گرگان و خراسان كنونى است كه داريوش در كتيبههاى بيستون و نقش رستم آن را « پرثو » خوانده است . اين قوم كه مجموعهاى از قبايل سكايى بود ، در دشتهاى بين بحر خزر و درياى ارال به صورت چادرنشين زندگى مىكردند . دياكونوف راجع به آغاز كار اشكانيان و علل پيروزى آنان مىنويسد :
در حدود سال 160 ق . م . بخش اعظم ساتراپنشينهاى شرقى به كلى از دست سلوكيه به دررفته به دولتهاى كوچك تقسيم شده بود . نيرويى كه اين پادشاهيها و
هامش
( 1 ) .Diodotus