كلاردشت ، جام زر ( موزهء تهران )
وجود داشته است ولى بدون شك از جهت ظرافت و دلنشينى با مجسمهسازى يونانى قابل قياس نبوده است .
آثار هنرى در عهد هخامنشيان
چنان كه گفتيم آثار هنرى و معماريهاى عهد هخامنشى تنها مولود فكر و محصول نبوغ هنرى ايرانيان نيست بلكه در اين كارها كليهء ملل متمدن خاورميانه ؛ بخصوص مصريان بابليان و يونانيان سهمى بسزا داشتهاند . « و . و . بارتولد » مستشرق و دانشمند روسى در سال 1926 بمناسبت تعريف و تمجيد بيش از حد ايرانيها از دوران هخامنشى چنين نوشت : « بسيار اشتباهآميز خواهد بود اگر كه آثار دوران هخامنشى را تنها به ملت ايران منتسب نماييم و در آنها پيدايش ايدهآل ملى ايران را ببينيم . . . آثار باعظمتى كه در آنها تجسم انديشه و ايدهآل ايرانى را ديدهاند . . . كار دستهاى ايرانى نبود بلكه كار خارجيانى ازجمله نقاشان يونانى بود كه در خدمت ايران بودند . » « 251 »
م . م . دياكونف شرقشناس و متخصص در تاريخ ايران باستان نشان مىدهد كه گرچه منطقهء فارس مركز حكومت هخامنشيان بود ولى مراكز اقتصادى و فرهنگى اين حكومت ، عيلام ، ماد و بين النهرين بوده است . بنا به عقيدهء و . و . بارتولد و م . م . دياكونف اين نظر مورد تأييد قرار مىگيرد كه هنر هخامنشى « با دستهاى نمايندگان ملتهاى مختلف به وجود آمده و ايرانيها در آن نقش كمترى داشتهاند . در اين هنر بدون شك همراه با عناصر ايرانى عنصر مصرى و يونانى را نيز مىتوان يافت . » « 252 »
شادروان اقبال آشتيانى ضمن گفتگو از تمدن هخامنشى با قبول اين امر كه تمدن
هامش
( 251 ) . و . و . بارتولد ، بررسى تاريخى ، تاشكند ، 1926 ، ترجمهء ابو الفضل آزموده ، ص 17 و 18 .
( 252 ) . م . م . دياكونف ، مختصرى دربارهء تاريخ ايران باستان ، ص 287 .