تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
از پذيرفتن هداياى اردشير سرباز زد و حاضر نشد كه در دربار ايران به عنوان پزشك خدمت كند . پزشك ديگرى به نام كتزياس علاوه بر طبابت به تاريخ‌نگارى نيز پرداخته است . اصول پزشكى هند بوسيلهء ايرانيان به يونان رسيده است ، و مؤلفين رسالات پزشكى بقراط دربارهء بيماريهاى زنان اطلاعات مفيدى از آن به دست مىدهند . همچنين پزشكان مصرى بوسيلهء يكى از يونانيان به دربار داريوش اعزام شده‌اند . . . گرچه مدارك دقيق و مسلمى از سهم خود ايرانيان در دانش امپراتورى هخامنشى در دست نيست ، ولى نكته‌اى كه نمىتوان ناديده گرفت ، اين است كه ايران باستان با قرار دادن دانش يونان در كنار علوم شرق ، نقش بسيار مؤثرى در تاريخ علوم بازى كرده است . » « 242 » در منابع مذهبى جسته‌جسته مطالبى كه حاكى از انديشه‌هاى فلسفى و علمى و اخلاقى عهد باستان است ، به چشم مىخورد . ازجمله در يسناى 44 زرتشت گويد : « از تو مىپرسم اى مزدا اهورا كيست پدر راستى ، كيست نخستين كسى كه راه خورشيد و ستاره بنمود ؟ » از مطالب يسنا كه قبلا ذكر كرديم ، به خوبى پيداست كه از ديرباز فكر پژوهش و تحقيق در ماهيت زمين و آسمان ، علل پيدايش آب و گياه ، و سبب طلوع و غروب خورشيد در اذهان مردم روشن‌بين رسوخ كرده بود . زرتشت از اهوامزدا مىپرسد : « كيست كه بامداد و نيمروزوشب قرار داد و دينداران را را به اداى فريضه گماشت ؟ كيست آفرينندهء فرشتهء مهر و محبت ارمتى ؟ كيست كه از روى دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد ؟ » پس از اين پرسشها زرتشت خود در پاسخ گويد : « من مىكوشم اى مزدا ترا كه بتوسط خرد مقدس آفريدگار كلى ، بدرستى بشناسم . » همچنين : در اوستا ، يشت شانزدهم كه موسوم است به دين يشت ، سراسر متعلق است به ايزد دانش كه او را « چيستى » « 243 » يا « چيستا » نامند . علاوه بر معنى دانش دو واژهء مزبور به معنى انديشه و گاهى آيين و دستور دينى آمده است . ايزد دانش مقامى بس ارجمند دارد . پيغمبر ايران تمام قواى مادى و معنوى خود را از او مىطلبد . در بند دوم يشت مذكور زردشت به چيستا خطاب كرده گويد : « اى علم راست‌ترين مزدا ، آفريدهء مقدس ، اگر تو در پيش باشى منتظر من بمان و اگر در دنبال باشى به من برس . از چيستا مكرر در گاتها و يسنا و يشتها و ونديداد سخن رفته است . « 244 » بطورى كه از مندرجات ونديداد و ديگر منابع مذهبى برمىآيد ، پزشكان محلى ايران بعضى از بيماريها را مىشناختند و از خواص بعضى از گياهان و معجونهاى طبى باخبر بودند و كسانى كه مىخواستند از راه پزشكى زندگى كنند ، قبل از آغاز كار سه‌بار مورد آزمايش قرار مى - گرفتند و اگر در سه مورد به نجات بيمار توفيق نمىيافتند براى هميشه از ادامهء كار طبابت
هامش
( 242 ) . تاريخ تمدن ايران ، پيشين ، ص 100 به بعد ( به اختصار ) . ( 243 ) .Cisti( 244 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، پيشين ، ص 475 و 476 .