تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
بايد دانست كه بين اوستاى معروف به « قديم » كه گاتاها هسته و مغز آن را تشكيل مىدهد و اوستاى جديد ، چه از لحاظ افكار دينى و چه از نظر مقام خدايان و ايزدان ، فرق بارزى موجود است . چون پس از زردشت روحانيون نتوانسته‌اند خدايان و ايزدانى را كه مقبول عامه بوده‌اند به كلى از ميان ببرند ، ناچار اين ايزدان را در رديف ايزدان مخصوص گاتاها قرار داده‌اند . . . علاوه‌براين يشتهاى جديدى طبق آيين زردشت سرودند . « 236 » دين زردشت ابتدا در نواحى شرقى ايران معتقدينى داشت . بعدها كه اين آيين به سرزمين ماد راه يافت ، روحانيون يعنى « مغان » در اصول ساده و بىآلايش دين زردشت تغييراتى دادند « و در قالب اصول فقهى خشك و خسته‌كننده‌اى درآمد ، دستورهاى دينى براى تنظيم جزئيات زندگى مؤمنين وضع شد . » از سرگذشت آيين زرتشت ، پس از حملهء اسكندر و استقرار حكومت سلوكيان و اشكانيان ، اطلاعات كافى در دست نيست . اكثر دانشمندان معتقدند كه اردشير بابكان پس از تحكيم موقعيت سياسى خود بر آن شد كه دين زرتشت را آيين رسمى كشور قرار دهد و برخى ديگر ، مانند دكتر گيرشمن ، چنين نظرى را با توجه به متون كتيبه‌ها و اسناد و قرائن تاريخى مقرون به حقيقت نمىدانند . در اينكه آيين مزديسنى در عصر ساسانيان در فارس و ديگر نقاط ايران طرفدارانى داشته ، ترديد نيست ولى موبدان و پيشوايان مذهبى بجاى آنكه آيين زرتشت را با شرايط جديد اجتماعى و اقتصادى به پيش برانند و از شاخ و برگها و لواحق خرافى آن بكاهند ، فقط در فكر مال‌اندوزى و مبارزه با افكار نو بودند . ريچاردن فراى مىگويد : دين زرتشت در پايان شاهنشاهى ساسانى حال دفاع به خود گرفته بود . دين زرتشت نه تنها از درون دستخوش ناتوانى و زبونى شده بود بلكه عوامل برونى برضد آن مىكوشيد . آيين مانى هرگز كاملا برنيفتاده بود و موبدان نتوانسته بودند آن را از پاى درآورند . علاوه‌براين گسترش مسيحيت سبب گرديد كه دستگاه روحانى نسطورى در همه‌جاى شاهنشاهى اسقف‌نشين داشته باشند . منابع تاريخى نشان مىدهد كه بسيارى از ايرانيان به مسيحيت گرويدند و در اين راه شربت شهادت نوشيدند . بعضى معتقدند كه مسيحيت در آن دوره چنان ريشه دوانيده - بود كه اگر اسلام نرسيده بود دين مسيح جايگزين آيين زردشت مىشد . پس از ظهور اسلام زرتشتيان به حكم سورهء 22 ( الحج ) آيهء 17 ، خود را درشمار « اهل الكتاب » شمردند :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ، إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ، إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . »
يعنى آنان كه به اسلام ايمان آوردند و كسانى كه به آيين يهود گرويدند و صابئان و نصرانيان و مجوس و اهل شرك ، خدا بين آنها در روز رستاخيز داورى خواهد كرد ، همانا خدا بر همه‌چيز گواه است .
هامش
( 236 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 50 و 51 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 497 | مرتضى راوندى