تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
2500 سال پيش ، كتاب مذهبى زردشتيان در 20 قسمت تدوين شده و شامل صد هزار آيه بود كه مجموع آن را در 1200 قطعه چرم گاو نوشته بودند و در كاخ سلطنتى نگاهدارى مىكردند و اين آثار مذهبى ظاهرا در زمان حملهء اسكندر در تخت جمشيد دستخوش حريق شده است . در مذهب زرتشت از دو خدا يعنى خداى خير و خداى شر سخن رفته است و زرتشتيان معتقدند كه در جنگى كه بين اهورامزدا و اهريمن درگرفته است سرانجام اهورامزدا يعنى خير و سعادت پيروز خواهد شد . در مذهب زرتشت انسان فاعل مختار است و مىتواند از دو راه خيروشر ، يكى را برگزيند . در اين دين از توبه و كفاره و شفاعت سخنى درميان نيست . پس از مرگ هرزرتشتى را به پاى حساب مىآورند و اعمال و اقوال او را مىسنجند ، آنان كه نيكوكارند براحتى از پلى به نام « چينوات پهل » كه باريكتر از موى و برنده‌تر از شمشير است ، مىگذرند و به اهورامزدا مىپيوندند درحالىكه تبهكاران به دوزخ سقوط مىكنند .

چينودپل يا پل صراط

پل صراط كه در اسلام از آن سخن رفته ، نخست در اديان كهن نيز مورد بحث قرارگرفته است . طبق آيين زرتشت « چينود » پلى است كه روان نيكان و بدان از آن مىگذرد و نيكوكاران راه بهشت و بدكاران طريق دوزخ پيش مىگيرند . در بخشهاى مختلف اوستا از اين پل گفتگو شده است ؛ ازجمله در بند 13 از هات 51 چنين است : « روانش در آن هنگام كه كردارهاى جهانى هويدا گردد در سر چينودپل به هراس افتد ، چه در رفتار و گفتار خود از راه راستى دور گشت . » « 234 » ظاهرا اين اعتقاد از دين زرتشت به ديگر اديان سامى راه يافته است . در تلمود يهود دربارهء اين پل مىنويسد : « . . . آنگاه بايد مردمان از روى پلى بلند كه بر بالاى دوزخ برافراشته تا به سوى بهشت كشيده شده بگذرند . چون بيدينان به روى آن پل پاى گذارند آن پل مانند نخى باريك شود و همه در تك دوزخ سرنگون گردند . » فردوسى دربارهء اين پل در داستان شيرويه مىگويد :
گذشتن چو بر چينودپل بود * به زير پى اندر همه گل بود سيه‌روى خيزد ز شرم گناه * سوى چينودپل نباشدش راه
از گرشاسبنامهء اسدى طوسى علاوه‌براين مسألهء آخر الزمان و روز رستاخيز و برخاستن مردگان و ميزان و بهشت و برزخ و دوزخ از آيين زرتشت به ديگر اديان راه يافته است . در كتاب ونديداد كه بمعنى قانون عليه ديوان است ابوابى چند در زمينهء اقسام نجاسات و طريقهء ازالهء آنها ، انواع معاصى و راه توبه و كفاره ، و مطالبى در باب تعدى و تجاوز و قتل موجودات اهورايى و طرز رفتار با مردگان ديده مىشود . زردشتيان چنان كه اشاره شد براى آنكه از پليد شدن خاك جلوگيرى كنند ، اجساد مردگان را در برج فراموشى مىگذاشتند تا طعمهء حيوانات شكارى شود . بطورى كه از نصوص متعدد اوستا برمىآيد پرستش عناصر طبيعى از اصول دين زردشت بود . براى آب آنقدر ارزش قائل بودند كه حتى صورت خود را در آن نمىشستند و
هامش
( 234 ) . مأخوذ از : گاتها ، پيشين .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 495 | مرتضى راوندى