عمومى افلاطون به فلسفهء اخلاقى كشانده مىشود . . . »
مذهب زرتشت
كرگ لينگر « 232 » در كتاب خود ضمن بحث در توسعهء زندگى دينى مىنويسد :
. . . در دين زرتشت مفهوم بزرگى وجود دارد كه نه در آيين مصريان قديم ديده مىشود ، و نه در انديشههاى بسيار عميق هندو . جهان داراى تاريخ است و از قانون تحول پيروى مىكند . وضع فعلى جهان را به مرحلهء نهايى رهبرى مىكند ، همهء نيروها در كار خود بايد به آن راه بروند . در نظر زرتشت ، دنيا از برنامهء استمرار تاريخ پيروى مىكند و ميدان جنگ است . مبارزهاى پرشور نيروها را مقابل يكديگر قرار داده است ، و اين امر واجب است و نتيجهء آن تكامل مردم باتقوى و بهرهمندى از زندگى جاويدان است . . . هريك از افراد مردم بايد در مبارزهاى سهيم گردند كه نتيجهء آن پيروزى نيكى در جهان است . وجود هرانسانى پرمعنى و بينهايت ارجمند است . . . هركس در طريق اهورامزدا قدم بردارد نيكوكار است ، و هركس موانعى ايجاد كند و يا كاميابى راه حق را به تأخير اندازد ، بدكار است . . . هيچ قومى مانند پارسيان از دروغ نفرت ندارند . وظيفهء ديگر « كار » است چون « انگرامينو » بدى را در جهان روزافزون ساخته است و به ويرانى پرداخته است ، انسان بايد با اهورامزدا همكارى كند ، جهان را دوباره از نو بسازد و زمين را حاصلخيز و سعادتبخش گرداند . دين زرتشت . . . به اصلاحات اقتصادى و اجتماعى نيز توجه دارد ، با چادرنشينى مبارزه مىكند ، و طرفدار اسكان مردم و خانهسازى است . تربيت چهارپايان اهلى و مراقبت از آنان در چراگاهها ، زندگى خانهنشينى ، داشتن خانه يا محل سكونت مناسب توصيه شده است . . . با قربانى كردن مخالف است . مؤمن حقيقى دهقانى است خدمتگزار واقعى و مربى چهارپايان و سرپرست خانه . انسان بايد جسم خود را قوى سازد و تعداد آفريدگان اهورامزدا را افزايش دهد ، با زنى نيكونژاد و ديندار ازدواج كند و كودكانى بارآورد كه از دين زرتشت پيروى نمايند . رياضت و محروميت از زندگى زناشويى امرى بيهوده است . . . « 233 »
معتقدات دينى و دستورهاى مذهبى
قديمترين كتاب مذهبى زرتشتيان اوستاست ؛ و زند كه همان شرح و تفسير اوستاست ، بعدها به منابع مذهبى افزوده شده است . اوستا شامل 5 جزء است كه قسمتهايى از آن منسوب به ادوار باستانى و قسمتهاى ديگر جديدتر است .
كتب مذهبى و معتقدات زردشتيان ، چنان كه يادآور شديم ، در طول زمان تحت تأثير سياستمداران و روحانيان زرتشتى ، دستخوش تغييراتى شده است . بعضى مىگويند كه در
هامش
( 232 ) .Krcglinger( 233 ) . فليسين شاله ، تاريخ مختصر اديان بزرگ ، ترجمهء خدايار محبى ، ص 211 به بعد .