زن و فرزند خود را از تحصيل دانش و كسب هنر بازمدار تا غم و اندوه بر تو راه نيابد و در آينده پشيمان نشوى ( رسالهء اندرز آذرپاد مهرسپندان ، به نقل دينشاه ) .
از حقوق و اختيارات زنان در دورهء هخامنشى اطلاع كافى نداريم ولى مىدانيم كه قوانين و مقررات مدنى و جزائى ايران مخصوصا از دورهء داريوش به بعد كمابيش تحت تأثير قوانين مدنى بابل قرار گرفته است . بنابراين بيمناسبت نيست اگر شمهاى از قوانين بابليان را در اين زمينه نقل كنيم :
مرد فقط مىتواند يك زن داشته باشد . ولى اگر زن نازا باشد مىتوان زن غير عقدى داشت . ازدواج بىقرارداد قانونى نيست . اگر آزاد كنيزى را ازدواج كند ، آن كنيز مقام آزاد را مىيابد . جهيز مال زن يا خانوادهء پدر اوست ولى شوهر مىتواند از آن بهره بردارد . زن و شوهر مسؤول قروض يكديگر كه قبل از ازدواج حاصل شده ، نمىباشند . اگر شوهر زنش را طلاق دهد بايد جهيز او را رد كند و يك سهم پسرى از مال خود به او ببخشد ولى اگر زن نازاست فقط جهيزش به او برمىگردد . در مورد خيانت زن ، شوهرش او را اخراج يا برده مى - كند . اگر مرد اسير شد زن مىتواند شوهر كند ولى اگر شوهر اول برگشت بايد به خانهء او برگردد .
در مورد بيوفايى زن يا شوهر نسبت به يكديگر مجازات زن بمراتب شديدتر است . در مورد زدن تهمت به زن ، محاكمهء خدايى مىشود ، يعنى زن خود را به رود مىاندازد و اگر آب او را فرونگرفت بىتقصيرى خود را ثابت كرده است .
مرد از زنش ارث نمىبرد زيرا مال زن متعلق به اولاد اوست ؛ ولى زن بعلاوهء جهيز خود سهمى از مال شوهر متوفى را به عنوان هديه دريافت مىكند . زن مىتواند اموالش را خودش اداره كند ، اجاره بدهد ، جهيز خود را پس بگيرد ، مال خود را ببخشد ، تجارت كند ، كسبى پيش گيرد ، در زمرهء روحانيان درآيد . . . از آنچه گفته شد قوانين حمورابى نسبت به زن از قوانين رومى خيلى مساعدتر و حقوق زنها موافق آن بيشتر بوده ؛ زن پس از مرگ شوهر خود مىتواند به ديگرى شوهر كند و اگر اولاد او مانع شود محكمه دخالت كرده اجازه مىدهد . هرگاه اولاد زن از شوهر اولى صغير باشند محكمه قيم معين كرده و صورتى از تركه ترتيب داده به شوهر دوم مىسپارد بى اينكه او حق فروش داشته باشد . اولاد از هرمادرى كه باشند در بردن ارث مساويند ولى پدر مىتواند وصيت كند كه مال غير منقولش را به پسر محبوب او بدهند .
فرزندان جهيز مادرشان را بالسويه تقسيم مىكنند . . . دخترانى كه جهيز گرفتهاند از ارث محرومند ولى آنها كه جهيز ندارند در بردن ارث با پسران مساويند . . . « 193 »
مقام و ارزش خانواده
در مذهب زرتشت دوشيزگان و پسران عزب به ازدواج و تشكيل خانواده ترغيب شدهاند ، بنا به مندرجات اوستا : « مردى كه
هامش
( 193 ) . ايران باستان ، كتاب اول ، پيشين ، ص 121 به بعد .