در ادبيات مزديسنا ( يشتها ) به زنان و دختران و اخلاق و رفتار و راهورسم خودآرايى آنان توجه مخصوص شده است . در « ارت اشى » مخصوصا در فقرات 57 تا 59 به وضع زنان و تكاليف اجتماعى آنان اشاره مىكند ازجمله :
ايزد ارت خروش برآورده ، گلهمند است از زنى كه فرزند نياورد يا از زنى كه فرزند سقط كند ، و آميزش با چنين زنى را نهى مىكند .
از زن شوهردارى كه از بيگانه آبستن است و از مردى كه به زور دخترى را از راه بهدر مىبرد ، آبستن مىكند اما او را به زنى نمىگيرد نيز گلهمند است . « 189 »
دستبند زرين
در ارت يشت از زنان منعم و نيكبخت آن دوران توصيف شده است :
. . . زنان عزيزشان روى تختهاى زيبا با بالشهاى آراستهء خود آرميده و خود را زينت مىكنند با دستبند و گوشوارهء چهارگوشه براى نمايش آويزان ، و طوق زرنشان اينچنين گويان :
چه وقت خانخدا به سوى ما خواهد آمد ، چه وقت او از ما شاد گشته و از تن ما تمتعى خواهد داشت . . . كنيزكان ( دختران ) نشسته خلخالها به پا كرده و كمربند به ميان بسته با تن زيبا ، انگشتهاى بلند ، بدن به اندازهاى زيبا كه براى نظركننده لذتى است . . . « 190 »
به عقيدهء دكتر گيرشمن زنان عهد هخامنشى « خود را با جواهر زينت مىدادند و همه قسم مواد تزيينى را به كار مىبردند . » « 191 »
آويز زر
بطور كلى در مذهب زرتشت و ادبيات مزديسنا ، بر خلاف مذاهب سامى ، همواره براى مردم پارسا و زحمتكش ، سعادت و خوشى دنيايى آرزو شده است ؛ فى المثل « . . . غذاى فراوان و گوناگون و آذوقهء بسيار و بوهاى خوش و بسترها و بالشهاى آراسته و خانههاى خوب و مستحكم و زنان و دختران نيكو با انواع زينتها مثل دستبند و خلخال
هامش
( 189 ) . يشتها ، ج 2 ، پيشين ، ص 185 .
( 190 ) . همان ، ص 188 و 189 .
( 191 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ص 176 .