نيز به چشم مىخورد . پيدايش و ترجمهء نبشتههاى گلى نشان داد كه بر خلاف تصور بسيارى از مورخين و باستانشناسان ، كاخهاى عظيم باستانى تخت جمشيد مولود بيگارى و زحمت بىاجر و مزد اسرا نبوده بلكه ظاهرا كارگران به فراخور سن و درجهء تخصص و استادى خود از خزانهء شاهى حقوقى مىگرفتند . » « 186 »
سطحهء مسجد سليمان
قبل از آنكه به بحث خود در پيرامون احوال اقتصادى و اجتماعى طبقات مختلف در ايران باستان پايان دهيم ، مقام و موقعيت زنان را ، تا آنجا كه مدارك و اسناد تاريخى و مذهبى اجازه مىدهد ، مورد مطالعه و تحقيق قرار مىدهيم .
موقعيت اجتماعى زنان
با آنكه زنان بيش از نيمى از جمعيت آن روز ايران را تشكيل مىدادند ، اطلاعات كافى از فعاليتهاى اقتصادى و اجتماعى و حدود قدرت و اختيارات آنها نداريم . ويل دورانت دربارهء آنان مىنويسد :
در زمان زرتشت پيغمبر ، زنان همانگونه كه عادت پيشينيان بود منزلتى عالى داشتند ، با كمال آزادى و با روى گشاده درميان مردم آمدورفت مى - كردند و صاحب ملك و زمين مىشدند و در آن تصرفات مالكانه داشتند و مى - توانستند مانند اغلب زنان روزگار حاضر ، به نام شوهر يا به وكالت از طرف او ، به كارهاى مربوط به او رسيدگى كنند . پس از داريوش مقام زن مخصوصا درميان طبقهء ثروتمندان تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون براى كار كردن ناچار از آمدوشد در ميان مردم بودند آزادى خود را حفظ كردند ولى در مورد زنان ديگر گوشهنشينى زمان حيض كه اجتنابناپذير بود ، رفتهرفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگى اجتماعى آنان را فراگرفت و اين خود مبناى پردهپوشى درميان مسلمانان بهشمار مىرود .
زنان بالاى اجتماع جرأت آن نداشتند جز در تخت روان روپوشدار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنها اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آميزش كنند .
زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى را ، ولو پدر يا برادرشان باشد ، ببينند . در نقشهايى كه از ايران باستان برجاى مانده هيچ صورت زن ديده نمى - شود . . . كنيزكان آزادى بيشترى داشتند ، چه لازم بود از مهمانان خواجهء خود
هامش
( 186 ) . گزارشهاى باستانشناسى ، مجلد اول ، پيشين .