كارگران ايرانى و كارگران يونانى در حدود قرن پنجم و ششم قبل از ميلاد برآمده و پس از تبديل و تسعير حقوق كارگران دو كشور به نقره و طلا به اين نتيجه مىرسند كه قدرت خريد كارگران يونانى در آن دوران بيش از كارگران ايرانى بوده و اختلاف درآمد طبقات مختلف در يونان خيلى كمتر از ايران بوده است . « 183 »
به عقيدهء ريچاردن فراى ، دستورزان به دو گروه تقسيم مىشدند :
خدمتكاران بومى و بندگان بيگانه يا خارجى . . . از پاپيروسهاى آرامى كه در مصر يافته شده و از الواح گنجينهء تخت جمشيد چنين برمىآيد كه كارگرانى كه در املاك شاهزادگان هخامنشى در مصر و در ساختمان تخت جمشيد كار مىكردند نه ايرانى بودند نه آزاد . ايشان گويا بندگان خارجى بيشمارى بودند كه بر آنان مردان آزاد متخصص يا مباشر و ناظر فرمان مىراندند . . . به گمان من در دوران آغاز هخامنشيان « گاردا » به بندگانى اطلاق مىشد كه در املاك شاه يا شاهزادگان كار مىكردند . . . بىشك يك بنده در روزگار كهن در شرق به كسى گفته نمىشد كه دست و پا در زنجير داشته باشد . و با زور و ضربات تازيانه آسياب سنگى را بگرداند . بعضى از بندگان ، پيشهورانى چيرهدست يا دانشمندانى متبحر يا صاحبمنصبانى مسؤول مقامات خطير بودند . « 184 »
به عقيدهء محقق مذكور : « همين بندگان پيشهور در عصر ساسانيان طبقهء چهارمى را كه همان پيشهوران و بازرگانان باشند به وجود آوردهاند . » « 185 »
تنوع حرفهها
در گزارشهاى باستانشناسى مىخوانيم :
اكثر الواحى كه به دست آمده به علت طول زمان و ساييدگيهايى كه در سطح آنها پديد آمده به كلى لا يقرأ و يا بطور ناقص قابل مطالعهاند .
الواحى كه قابل خواندنند عموما داراى مفاد و مفاهيم يكسانى هستند و از بررسى در آنها مىتوان به تنوع مشاغل و حرفهها در آن دوران پىبرد .
بطور كلى كسانى كه خدمت آنها موردنظر قرار گرفته و در ازاء مدتى كار دستور پرداخت حقوق آنها صادر شده است ، عبارتند از كارگران ساختمان كاخ پارسه ، شبانان ، زنان مأمور نگهبانى اسب ، كشتكاران ، يك نفر پيشواى مذهبى ، مأمورين تنظيم محاسبات ، منبتكاران ، آهنگرانى كه مشغول ساختن در كاخ هستند ، كارمندان مخزن خزانه ، كارگرانى كه نقوش برجستهء سنگ و منبتكاريهاى چوبى را به عهده داشتهاند ، درودگران و پيكرسازان ، كارگران حجار و سنگتراش ، كارگران كارگاههاى تزيين كاخ ، كارگرانى كه به گرفتن شراب و آبجو مشغولند ، زرگران ، خركچيها ، زرهسازان ، مسكاران ، پيشهوران و غيره .
ناگفته نماند كه بين كارگران مزدبگير آن عهد اسم كارگر زن ، و پسربچه و دختربچه
هامش
( 183 ) . تلخيص از : مهندس زاوش ، نگاهى به تاريخ صنايع ايران ، ( مقاله ) در مجلهء اطاق صنايع ، شمارهء 23 ، ص 80 تا 87 .
( 184 ) . ميراث باستانى ايران ، پيشين ، ص 88 .
( 185 ) . همان ، ص 88 .