دستگاه اقتصادى سلطنتى خدمت مىكردهاند 40 الى 60 و با دختران جمعا 60 تا 70 درصد بوده است . اينطور به نظر مىرسد كه مردها بيشتر در ارتش خدمت مىكردهاند و قسمت عمدهء فعاليتهاى صنعتى و ساختمانى دولتى به عهدهء زنان بوده است . . . طبق نظريهء امستد و گيرشمن در دورهء خشايارشا در ايران سطح مزدها پايين آمد و قيمتها بالا رفت و در نتيجه قدرت خريد كارگران كاهش يافت . . . بطور كلى مزد كارگران مرد بيشتر از كارگران زن ، و مزد پسران ، بيشتر از مزد دختران بوده است . . . در بعضى موارد دستمزد بعضى زنان بيشتر از مزد مردان بوده و از اين معلوم مىشود تخصص هم تأثيرى در ميزان مزد داشته است . در بين صاحبان تخصص ، يعنى كاركنان فنى كارگاهها ، بزرگترين مزدها به زرهساز ، زرگر و مسكار داده مىشد . دستمزد كارگران ساختمانى كمتر از سايرين بوده است . دستمزد شرابسازان ، و آبجوسازان نيز زياد بوده . همچنين دستمزد كسانى كه به كارهاى غير صنعتى اشتغال داشتهاند ، مثل چوپان و خركچى از ديگران زيادتر بود . معلوم نيست اين افزايش دستمزد به علت زيادى ساعت كار بوده يا اينكه چون متصديان كار اهل پارس بودهاند مزد بيشترى گرفتهاند .
در الواح قرائت شده حداكثر مزد كاركنان توليدى ( غير از كارمندان ) 5 / 7 شكل و حداقل 1 / 4 شكل بوده ، يعنى بالاترين مزد 30 برابر پايينترين مزد بوده است . ( در سال 1343 طبق نشريهء ادارهء كل نيروى انسانى وزارت كار حداقل مزد در كارگاههاى كشور ساعتى چهار ريال و حداكثر ساعتى 141 ريال پرداخت شده يعنى حداكثر مزد 35 برابر حداقل مزد بوده است . ) مورخان دربارهء ارزش « شكل » برحسب ليره و دلار نظريات مختلفى دادهاند ، بعضى شكل را معادل ربع دلار و برخى يك دلار و عدهاى معادل يك شيلينگ دانستهاند و ارزش شكل به پول امروز تقريبا 36 ريال است . البته بايد توجه داشت كه قدرت خريد يك شكل در آن دوره خيلى بيشتر از قدرت خريد 36 ريال امروز بوده است . در دورهء هخامنشى بين درآمد و مخارج طبقات مختلف اختلاف فراوان وجود داشت . امستد مىنويسد : « توانگران 15 شكل را كه بيش از درآمد يكسالهء يك روستايى بود براى خريد يك پوند پشم كه رنگ ارغوانى داشت مىپرداختند . كارمندان دولتى از خزانهء شاهى حقوق نمىگرفتند بلكه حقوق و هزينهء زندگى پرتجمل آنان به اهالى محل تحميل مىشد . حقوق سربازان بيش از كارگران بود .
حقوق ماهانهء سربازان در دورهء خشايارشا در حدود 20 شكل بوده است . با توجه به هزينهء زندگى ، قوهء خريد كارگران بسيار ناچيز بود . يك گوسفند طبق الواح تخت جمشيد 3 شكل ( 108 ريال ) و قيمت يك كوزه شراب يك شكل بود . » به نظر امستد :
مزد يك كارگر در ماه كافى براى خريد دو بوشل جو و سه بوشل خرما بود . با اين قيمتها فقط كسانى كه وضع اقتصادى بهترى داشتند مىتوانستند براى خوراك از روغن استفاده كنند . شراب مخصوص توانگران بود و كارگران شرابى را كه در ازاى دستمزد مىگرفتند ، براى تحصيل ضروريات زندگى مبادله مىكردند .
به اين ترتيب طبقات پايين كمتر گوشت مىخوردند . كرايهء خانه در زمان كورش 15 شكل ، در دورهء داريوش 20 شكل بود و در زمان اسكندر به 40 شكل در سال رسيد .
آقاى مهندس زاوش در پايان مقالهء تحقيقى خود در مقام مقايسهء قدرت و درآمد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٦٩