به سبب قحط بينوا گرديد و يوسف تمامى نقرهاى را كه در زمين كنعان يافته شد به عوض غلهاى كه ايشان خريدند بگرفت ، و يوسف نقره را به خانهء فرعون درآورد و چون نقره از ارض مصر و ارض كنعان تمام شد همهء مصريان نزد يوسف آمدند ، گفتند ما را نان بده چرا در حضورت بميريم زيراكه نقره تمام شده . يوسف گفت اگر نقره تمام شده مواشى خود را بياوريد و به عوض مواشى شما غله به شما مىدهم . پس مواشى خود را نزد يوسف آوردند و يوسف به عوض اسبان و گلههاى گوسفندان و رمههاى گاوان و الاغان نان به ايشان داد ، و در آن سال به عوض همهء مواشى ايشان ، ايشان را به نان پرورانيد . و چون آن سال سپرى شد ، در سال دوم به حضور وى آمده گفتندش كه از آقاى خود مخفى نمىداريم كه نقرهء ما تمام شده و مواشى و بهايم از آقاى ما گرديده و جز بدنها و زمين ما به حضور آقاى ما چيزى باقى نيست . چرا ما و زمين ما در نظر تو هلاك شويم ؛ پس ما را و زمين ما را به نان بخر و با زمين ما مملوك فرعون شويم و بذر بده تا زيست كنيم و نميريم و زمين بازنماند . پس يوسف تمامى زمين را براى فرعون خريد . . .
گفت اينك امروز شما را و زمين شما را براى فرعون خريديم ، همانا براى شما بذر است تا زمين را بكاريد ، چون حاصل برسد يك خمس به فرعون دهيد چهار حصه از آن شما باشد براى زراعت زمين و براى خوراك شما و اهل خانهء شما و طعام به جهت اطفال شما . گفتند تو ما را احيا ساختى در نظر آقاى خود التفات بيابيم غلام فرعون باشيم . پس يوسف اين قانون را بر زمين مصر تا امروز قرار داد كه خمس از آن فرعون باشد ؛ غير از زمين كهنه فقط ، كه از آن فرعون نشد . . .
از اين قصهء تورات برمىآيد كه زمين در سرزمين مصر و كنعان نخست از آن رعايا و كشاورزان بود بعدها به حكم ضرورت زمين از كف آنان خارج شد و مزدور فرعون شدند .
كارگران و پيشهوران
غير از فعاليتهاى صنعتى محدودى كه در حوزهء قدرت امرا و فئودالهاى بزرگ توسط رعاياى كارگر صورت مىگرفت و حوايج اوليهء مردم آن ناحيه را تأمين مىنمود ، در قلمرو شاهنشاهى ايران مخصوصا در داخل شهرها ، فعاليتهاى صنعتى رو به وسعت نهاد . بيشتر فعاليتهاى مهم اقتصادى در دست دولت و معابد بود ، و دولت بخصوص ، در دوران قدرت داريوش به كارهاى يدى و صنعتى توجه مخصوص داشت .
دكتر گيرشمن مىنويسد :
دولت به طبقهء كارگر علاقهمند بود و تا آنجا كه اصول آن عهد اجازه مىداد كار و مزد افراد طبقهء مزبور را تنظيم كرد . محققا نبايد توقع داشت كه قوانينى در مورد كارگران اجرا شده باشد ، اما نشانههايى از اقدامات مربوط به امور اجتماعى در الواح گنجينهء تخت جمشيد منعكس است . در آنجا مزد هرطبقه از كارگران دقيقا تعيين شده و مزد يك كودك ، يك زن ، يك مرد و يا پيشهور متخص ، مشخص شده است و از اينحد هم پيشتر رفتهاند . به منظور احتراز از تقلب ، معادل پولى همهء محصولاتى را كه بمنزلهء مزد جنسى تأديه مىشده ذكر كردهاند و ما بدين وجه