به جهان عرضه كردند .
يهوديان افسانههاى مذهبى را به صورت جالب و دلنشينى تدوين كردند و در پيرامون حيات و مرگ و راه استقرار عدالت اجتماعى مقالات بسيار نوشتند .
يونان
وضع طبيعى و اقتصادى
با اينكه يونان شبهجزيرهاى اروپايى است ، از لحاظ تمدن و فرهنگ ، نمىتوان آن را اروپايى خالص شمرد . سكنهء يونان و جزيرهء « كرت » از حدود دو هزار سال ق . م . در نتيجهء مسافرت به مصر و آسياى صغير و استقرار مناسبات اقتصادى با اين ممالك ، بطور مستقيم و غيرمستقيم ، با فرهنگ و تمدن ممالك خاورميانه و شرق نزديك آشنا شدند . جزيرهء كرت در چهارراه مديترانهء شرقى قرار دارد . وضع طبيعى آن از جهاتى مساعد است . دريانوردان اين منطقه از ديرباز به ، آسانى به مصر ، فنيقيه و يونان مسافرت مىكردند و ضمن مبادلات تجارى ، از گنجينهء فرهنگ قديمى اين ممالك ، به سود خود ، استفاده مىنمودند .
مدارك تاريخى و مطالعات باستانشناسان نشان مىدهد كه تمدن و فرهنگى كه در « تروا » و ساير شهرهاى يونانى رو به تكامل رفته ، نخست در جزيرهء كرت نشوونما يافته است .
در يونان ، بر خلاف مصر و بابل ، وضع طبيعى براى ايجاد يك حكومت متمركز و مقتدر مناسب نبود . كثرت كوهها و خليجها و موانع طبيعى ، راه مواصلات خشكى را سد كرده بود ؛ بههمين مناسبت ، در هرناحيهء كوچك يك واحد سياسى ( پوليس ) « 155 » دولت شهرى به وجود آمد و در همين قصبات بود كه تمدن يونان مدارج ترقى و انحطاط خود را طى كرد . باوجود زحمات و مطالعات شليمان « 156 » آلمانى و ساير باستانشناسان هنوز وضع تمدن قديم يونان روشن نيست و حتى بين ارباب اطلاع راجع به شخصيت « همر » و تاريخ تأليف اشعارى كه به او منسوب است ، بحثوگفتگو است . عدهاى زمان تأليف ايلياد و اديسه را قرن نهم يا هشتم ق . م . مىدانند . حماسههاى يونان قديم مىتواند تا حدى مختصات اجتماعى يونانيان را براى ما روشن كند . همر ، رژيم « پدرشاهى » عصر خود ، تندخويى مردم و خدايان ، قهرمانيهاى مردم ، اقتصاد ناپايدار و توأم با غارتگرى ، دزدان دريايى و پيشهوران و صنعتگران عصر خود را تا حدى توصيف مىكند . درميان حكومتهاى باستانى اين منطقه ، آتن و اسپارت كه دو طرز حكومت مخالف هم داشتند ، بيشتر جالب توجه و شايان ذكر است .
طرز حكومت اسپارتيها
ميان اسپارتها سه طبقهء مشخص ديده مىشود : يكى اسپارتهاى اصيل كه طبقهء ممتاز خلق بودند و پنج تا ده درصد جامعه را تشكيل مىدادند و عبارت از فرمانروايان و طبقهء رزمجوى جامعه بودند ؛ دوم غلامان كه وابسته به زمين بودند و فعاليتهاى كشاورزى و بيگارى به دوش آنها تحميل مىشد ؛ طبقهء سوم حومهنشينان بودند كه به كارهاى كشاورزى و بازرگانى و صنايع دستى اشتغال داشتند و
هامش
( 155 ) .Polis( 156 ) .Schliemann