در هند نيز سنن هنرى هندوآريايى و ايدهآلهاى عمومى با كوههاى پوشيده از برف و جنگلهاى غنى و رودهاى عظيم شمالى هند ارتباط پيدا مىكند .
ايران مانند هند چنان بنيانهاى فرهنگى استوارى داشت كه مىتوانست در مهاجمان خارجى اثرى بگذارد و اغلب آنها را در خود تحليل ببرد . عربها كه ايران را در قرن هفتم ميلادى فتح كردند به زودى در برابر اين نفوذ فرهنگى تسليم شدند و بهجاى زندگى سادهء صحرانشينى خودشان راهوروش پر تصنع و تشريفات فرهنگ ايران را اقتباس كردند . زبان فارسى ، مانند زبان فرانسوى ، در اروپا ، در سرزمينهاى پهناورى در آسيا ، زبان مردم تحصيلكرده و با فرهنگ گرديد . هنر و فرهنگ ايران از قسطنطنيه در غرب تا كنارههاى صحراى « گوبى » در شرق گسترش يافت .
در هند نفوذ ايران مداومت داشت و در دوران تسلط حكومت افغانها و مغولان در هند ، زبان فارسى ، زبان دربارى كشور بود و اين وضع تا اوان دوران تسلط بريتانيا ادامه داشت .
تمام زبانهاى جديد هندى پر از كلمات فارسى مىباشد . بديهى است اين امر براى زبانهايى كه فرزندان زبان سانسكريت باستانى مىباشند و مخصوصا براى زبان هندوستانى كه خود مخلوطى از زبانهاى مختلف مىباشد بسيار طبيعى است ؛ اما حتى زبانهاى « دراويدى » جنوب هند نيز تحت تأثير لغات زبان فارسى واقع شدهاند .
هند در زمانهاى سابق ، چندتن شاعر نامدار و عالى در زبان فارسى به وجود آورده است ، و حتى امروز نيز درميان هنديان چه هندو ، چه مسلمان ، دانشمندانى متعدد و فراوان هستند كه به زبان فارسى آشنايى و تسلط كامل دارند . . . همچنين قرائن مورد اعتمادى در دست است كه ميان ايران و هند در دوران پيش از هخامنشيها تماسهايى وجود داشته است . در اوستا ، كتاب مقدس زردشتيان ايران ، يك نوع اشارات و توصيفهايى از نواحى شمال هند هست . در ريگودا كه قسمت قديمى كتاب مقدس هندوان و يادگار دوران باستانى ودايى مىباشد ، نيز به ايران اشاراتى شده است و ايرانيها پارشاوا و بعدها پاراسيكاها ناميده شدهاند كه كلمهء جديد پارسيها از همين كلمات ناشى و مشتق گشته است . از پارسيها هم بنام « پارتاواها » ياد شده است . بدين قرار ، ايران و نواحى شمال هند از قديمترين ايام و پيش از سلسلهء هخامنشيان ، نسبت به يكديگر علايقى داشتند . با روىكار آمدن كورش كبير ، شاهشاهان ، تماسها و ارتباط بيشترى بهوجود آمد و كورش به نواحى مرزى و محتملا به حدود كابل و بلوچستان رسيد . در قرن ششم ق . م . امپراتورى ايرانيها در دوران سلطنت داريوش بزرگ تا نواحى شمالى هند گسترده بود و ايالت سند و احتمالا قسمتى از پنجاب غربى را شامل مىگشت . . . هرودت تاريخ - نويس يونانى ، شرح ثروت و كثرت جمعيت هنديان و خراجى را كه به داريوش مى - پرداختند براى ما نقل مىكند و مىنويسد : « جمعيت هند از تمام كشورهاى ديگرى كه ما مىشناسيم و خبر داريم بيشتر است و خراجى هم كه آنها مىپردازند
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٥١