گشته روانه گرديد . آنگاه عيسى به شاگردان خود نگريسته گفت : سهلتر است كه شتر به سوراخ سوزن درآيد از اينكه شخص دولتمند به ملكوت خدا داخل شود .
عيسى در پايان باب بيستم از انجيل بار ديگر ، به رياكاران حمله مىكند و مىگويد :
« بپرهيزيد از كاتبانى كه خراميدن در لباس دراز را مىپسندند و سلام در بازارها ، و صدر كنايس و بالا نشستن در ضيافتها را دوست مىدارند و خانههاى بيوهزنان را مىبلعند و نماز را به رياكارى طول مىدهند ؛ اينها عذاب شديدتر خواهند يافت . »
بطورى كه ديديم ، تعاليم انجيل بر خلاف تورات ، دشوار نيست . مسيحيت طريقت است نه شريعت . اين مذهب مردم را به ناچيز شمردن زندگى جهان و تسليم و رضا و اجتناب از مقاومت در مقابل حوادث و مشكلات دعوت كرده است ؛ درحالىكه در شريعت موسى كه محصول محيطى اميد بخشتر است ، احكام و مقررات خاصى براى تنظيم امور اجتماعى وجود دارد . موسى قوانينى براى خانواده و روابط زن و شوهر و كيفر مجرمين و تقسيم ارث و غيره تنظيم كرده است كه جملگى از محيط مادى و فعال عصر موسى حكايت مىكند ، ولى در شريعت عيسى كه محصول عصر يأس و شكست دوران بردگى است ، دستورهاى عملى براى بهبود زندگى اقتصادى و اجتماعى مردم وجود ندارد بلكه عيسى ضمن تبليغ نظريات اخلاقى خود ، مردم را به اعراض از زندگى مادى و توجه به امور معنوى و مبارزه با افزونخواهى و رياكارى دعوت كرده است . و اگر نيكو بنگريم امروز كليهء پيروان ظاهرى عيسويت درست در جهت خلاف تعليمات او گام برمىدارند .
علل انتشار و رشد مسيحيت
با آنكه روحانيان يهود براى حفظ منافع و موقعيت خود ، عيسى و پيروان او را مشتى ماجراجو و ملحد مىخواندند و براى جلوگيرى از انتشار آراء و افكار آنها كارشكنيها و موانع فراوان ايجاد مى - كردند معذلك ديرى نگذشت كه نه تنها مردم اسير و غارت شدهء دوران بردگى از مسيحيت استقبال كردند بلكه طبقهء حاكمهء زمان نيز از جنبههاى عرفانى مسيحيت به سود خود استفاده نمودند و براى جلوگيرى از جنبشهاى مخالف ، در راه نفوذ تعليمات مسيح در بين توده و تخدير افكار ملل ، كوشش فراوان نمودند و مذهب و آيينى را كه روح مبارزه و مخالفت را به هرشكل و صورتى محكوم مىنمود ، ترويج و انتشار دادند . « كرى ولف » مىنويسد : « قشرهاى زيرين اجتماع كه زجر ديده و ناتوان ، در مبارزات انقلابى شكست مىخوردند ، بيشازپيش به ناجيان آسمانى اميد مىبستند و منتظر مىماندند تا آنان از آسمان فرود آيند و در جهان عدلوداد بگسترانند . ايمان بر چنين ناجيانى قبلا در مذاهب متعدد ، بخصوص در اديان شرقى ، وجود داشته و اين مذاهب بسرعت درميان ستمكشان كشورهاى مختلف شيوع يافته بود . » « 85 »
وى در جاى ديگرى مىنويسد :
هركس مىداند كه نظام بردهدارى چگونه رژيمى بوده است . از يك نظام اجتماعى چه چيز نفرتانگيزتر از اينكه در آن انسان به مقام حيوان چهارپا
هامش
( 85 ) . كرى ولف ، دربارهء مفهوم انجيلها ، ترجمهء محمد قاضى ، ص 83 .