تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
نبود . دادن ناهار و شام بعد از دفن از قديم معمول بود . در بين بعضى اقوام تا چندى پس از مرگ ، هرروز بستگان او به قبرستان مىرفتند و گريه و ندبه مىكردند و بر قبر او گلهاى تازه مىافشاندند و اين رسم هنوز كمابيش در بين بعضى ملل و اقوام معمول است . اطلاعات طبى يهوديان به احتمال قوى ، بيشتر مأخوذ از مصريان بود ؛ چه ، قوم اخير ضمن حنوط و تدهين اموات ، به ساختمان داخلى بدن انسان آشنا شدند و در طبابت و جراحى موفقيتهايى كسب كردند . در كتب باستانى از امراضى نظير ضعف چشم و عقيم بودن ، دمل ، گوژپشتى ، لكهء چشم ، جرب ، گرى ، آبله ، بواسير ، خارش ، ديوانگى ، برص ، فلج ، تب ، صرع و غيره نام برده‌اند و معالجاتى نظير استعمال اقسام روغن و شربتها و عسل و شير و روغن زيتون و روغن خشخاش و بهار و صفراء السمك و غاز و نمك و لعابيات و گاه آب خالص ، متداول و معمول بوده است .

كسب و تجارت

از فعاليتهاى اقتصادى قوم يهود ، اطلاعات زيادى در دست نيست . قبل از رواج سكه ، در مبادلات تجارى ، و زنى از طلا و نقره را به كار مىبردند . بازرگانان همواره ترازو و محك را همراه خود داشتند . موسى دستور داده بود كه « ترازو و سنگ و ايفه « 75 » و هين « 76 » بايد حق باشد . » با اين‌حال ، غالبا تجار ترازوى نار است و كسبه سنگهاى مغشوش همراه داشتند و سعى مىكردند حريفان و همكاران خود را فريب دهند . از فعاليتهاى كشاورزى اين قوم نيز اطلاع دقيقى نداريم . آنچه از مندرجات كتاب مقدس برمىآيد در مناطق خشك هركس براى رفع احتياج خود چاهى حفر مىكرد و به كمك دلو آب را بيرون مىكشيد و گاه ثروتمندان در مناطق خشك چاهى عميق حفر مىكردند و به نفع مردم وقف مىنمودند . پس از قرنها استفاده از چرخ براى كشيدن دلو معمول گرديد . ازجمله چاههاى تاريخى كه در كتب مذهبى از آنها ياد شده چاه « بيت لحم » و چاه « هاجر » و چاه « يعقوب » است . در بعضى مناطق خشك ، مردم آب باران را در آب‌انبارها و سردابه‌هاى روپوشيده جمع مىكردند و در موقع احتياج از آنها استفاده مىكردند . عمق چاههاى قديم گاه از صد متر تجاوز مىكرد . كشاورزان پس‌ازآنكه با زحمت بسيار گندم و جو و ساير حبوبات را فراهم مىكردند به كمك آسيا خرد مىنمودند . بايد دانست كه آسيا و دستاس سابقه‌اى بس كهن دارد و سنگ دستاس بسيار سخت و سنگين بود ؛ اما « چرخشت » كه آلت فشردن زيتون و انگور است بى - شباهت به سنگ آسيا نمىباشد و بوسيلهء حيوانى به گردش مىآيد .

ادبيات و هنر

كاهنان و پيشوايان مذهبى از فعاليتهاى هنرى ، تنها معمارى و موسيقى را جايز مىدانستند . نقاشى و مجسمه‌سازى نيز چندان مورد توجه آنها نبود و بموجب دستور مذهبى ، ساختن هرگونه صورت مجسمى از خدا ممنوع بود ، ولى موسيقى و آواز و سرود جايز بود . نوازندگان آلات مختلف موسيقى ، در هنگام تسبيح و تقديس خدا هنرنمايى مىكردند و از اين راه اندكى از سختى و تلخى زندگى مردم مىكاستند .
هامش
( 75 ) . ملاحظه در وزن . ( 76 ) . ملاحظه در پيمانه .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 225 | مرتضى راوندى