تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
بردهان مهمان مىگذاشت . با دست غذا خوردن كارى معمولى بود . شخصيتهاى بزرگ غالبا غذاى خود را از سايرين جدا مىكردند و آش يا غذاى مايع را با قاشق صرف مىنمودند . از قديم همكاسگى و همغذايى را شرط صداقت و يكدلى مىدانستند . در يكى از كتب مذهبى عهد عتيق چنين مىخوانيم : « و آن دوست خالص من كه بر او اعتماد مىداشتم و نان مرا نيز مى - خورد ، پاشنهء خود را بر من نيز بلند كرد . » دادن وليمه از قديم معمول بود . معمولا گوسفندى براى اين موضوع مىكشتند و ساق و ران او را پيش عزيزترين مهمان مىگذاشتند . اوقات غذا تقريبا در طول زمان تغيير نكرده است . تمام انواع غذاى اصلى را ظهر ، و شام را موقع غروب تناول مىكردند . شستن دست قبل از غذا پيش‌ازهمه ، بين ملل شرق معمول بود . در انجيل كسانى كه با دست نشسته غذا مىخورند ملامت شده‌اند . هنگام نشستن بر سر سفره ، رعايت مقام و منزلت هركس واجب بود .

ازدواج و طلاق

ازدواج از ديرباز تحت شرايط خاصى صورت مىگرفت . موسى بموجب قوانينى چند ازدواج با محارم نظير مادر ، خواهر ، زن‌پدر و نيز ازدواج با دختر دختر و دختر پسر ، و دختر زن پدر و عمه و خاله و زن‌عمو و عروس و زن برادر و غيره را منع كرد . همچنين ازدواج دو خواهر را ممنوع نمود و مقرر داشت كه چون برادرى بىاولاد درگذشت ، بر برادر او واجب است كه زوجهء بيوهء برادر را تزويج كند و نسل برادر متوفى را برقرار سازد . در شريعت موسى قصاص زنا ، سنگسار كردن زانى و زانيه بود ؛ ولى مسيح فقط سزاى اين عمل را طلاق‌نامه تعيين كرد . از قديم در مشرق‌زمين عمل ازدواج با اجازه و موافقت خويشاوندان طرفين صورت مىگرفت و غالبا داماد مهر را به پدرزن خود تسليم مىكرد ؛ يعنى در واقع داماد عروس خود را مىخريد . در دورهء نامزدى در بين بسيارى از ملل ، گفتگو بين مرد و زن با واسطه صورت مىگرفت . هنگام عروسى ، داماد و عروس خود را با البسهء فاخر مىآراستند ، عروس جواهرات و تاجى از گل برسر مىنهاد . عروسى با چراغانى و وليمه توأم بود . ضيافت اشراف تا هفت روز طول مىكشيد . طلاق از قديم ناپسند بود . پيروان موسى ، گاه به جزئى سبب ، زن خود را طلاق مىدادند و طلاقنامه‌اى به او تسليم مى - كردند كه در آن ، تاريخ طلاق و سبب آن و اجازهء اختيار شوهر جديد مسطور بود . مرد مى - توانست مادام كه زن سابق او شوهر تازه‌اى اختيار نكرده به او رجوع كند و از قرارى كه از انجيل مرقس معلوم مىشود : « در ايام آخرين ، زوجه نيز زوج خود را طلاق مىداده است . » ولى مسيحيت با عمل طلاق به سختى مخالفت نمود . مردانى را كه با عمل طلاق رشتهء زناشويى را مىگسستند به سختى ملامت كرده و طلاق را جز به علت زنا تجويز ننموده است .

دفن اموات

مدح و توصيف ميت و ذكر عادات و اعمال پسنديدهء او قبل از تدفين معمول بود . بعضى اقوام چون يكى از عزيزان خود را از كف مىدادند ، فرياد و شيون و حركات وحشيانهء ديگرى مرتكب مىشدند . يهوديان بدن ميت را غسل داده در اتاق مناسبى مىگذاشتند ، و گاهى با روغن تدهين مىكردند و سپس وى را در پارچه‌اى مىبستند و درصورتىكه كسان ميت نمىخواستند او را موميايى كنند ، دفن فورا عملى مىشد . معمولا بين فوت و دفن بيش از 24 ساعت فاصله
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 224 | مرتضى راوندى