تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
گوشت خوك ، شتر ، خرگوش و ونك احتراز كنيد . از حيوانات آبى آنها را كه پر و فلس دارند بخوريد . از مرغان طاهر بخوريد ولى از خوردن عقاب و حيوانات استخوان‌خوار و نسر بحر و لاشخوارها و غراب و شترمرغ و جغد و بوتيمار و قاز و امثال آنها و همهء حشرات و ميته‌ها خوددارى نما . بر خلاف موسى ، اشعيا به مراسم قربانى و اعياد فراوان مذهبى توجه نداشت ؛ او مانند كنفوسيوس و بودا مىكوشيد تا مردم را با حقايق و واقعيات زندگى آشنا سازد . در كتاب اشعيا باب اول ، بشدت به عوامفريبيها ، درغگوييها و رياكاريهاى سران قوم يهود حمله شده است : . . . اى حاكمان « سدوم » كلام خداوند را بشنويد ، و اى قوم « عموره » شريعت خداى ما را گوش بگيريد . خداوند مىگويد از كثرت قربانيهاى شما مرا چه فايده است ، از قربانيهاى سوختنى قوچها و پيه‌پرواريها سير شده‌ام و به خون گاوان و بره‌ها و بزها رغبت ندارم . . . هداياى باطل ديگر مياوريد . بخور نزد من مكروه است و غرهء ماه و سبت و دعوت جماعت نيز . گناه را با محفل مقدس نمىتوانم تحمل نمايم . غره‌ها و عيدهاى شما را جان من نفرت دارد . آنها براى من بار سنگين است كه از تحمل نمودنش خسته شده‌ام . هنگامى كه دستهاى خود را دراز مىكنيد چشمان خود را از شما خواهم پوشانيد . . . زيرا كه دستهاى شما پر از خون است . « . . . سروران متمرد شده و رفيق دزدان گرديده ، هريك از ايشان رشوه را دوست مىدارند و در پى هدايا مىروند ، يتيمان را دادرسى نمىنمايند و دعوى بيوه‌زنان نزد ايشان نمىرسد . » غير از اشعيا ارميا و حزقيال ، ديگر پيشوايان قوم بنى اسرائيل ، مخصوصا عيسى مسيح ، عليه تشريفات مذهبى نظير هدايا و قربانيهاى سوختنى قيام كردند و به مردم نشان دادند كه اين قربانيها و هدايا فقط كيسهء روحانيان يعنى كاتبان و فريسيان را پر مىكند . بايد راستگو و درستكار بود و به بنى نوع انسان عشق ورزيد . « تبليغ ديانت موسى ( بر خلاف اسلام ) درميان مردم غير يهودى ، هرگز يكى از مبانى دين يهود نبود و هيچ يهودى نيز طبعا چنين وظيفه‌اى را بطور ارادى بر خود تحميل نمىكرد . » « 69 » « جالب توجه است كه يهوديان قديم به آخرت عقيده نداشتند و عاليترين پاداشها عبارت بود از عمر طولانى . . . از مردگان و سرنوشت آنان چندان خبرى ندارند ، اندرزى كه به زندگان مىدهند اين است كه از زندگى در كنار عزيزان خود بهره بردارند ، زيرا كه در جهان اموات كه شما نيز مسافرين آن دياريد نه عملى هست نه فكرى ، نه علمى و نه هنرى . . . » « 70 »
هامش
( 69 ) . گيبون ، انحطاط و سقوط امپراتورى روم ، ترجمهء ابو القاسم طاهرى ، ص 191 . ( 70 ) . دكتر ترابى ، تاريخ اديان ، ص 278 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 218 | مرتضى راوندى