چه كار مىكنى كه خلايق را در زحمت كشيدهاى ؟ امير مبارز الدين محمد گفت يا سلطان دشمنان بسيار دارم و امير شيخ ابو اسحق مىآيد . البته از عمارت خندق و بارو چاره نيست .
سلطان دانست كه فايده نمىكند . سر برآورد و تبسمى كرد و گفت روزى كه ترا نكبت رسد ، اين تركك ترا بگيرد و كور كند . به همان نظر گرفتار آمد . »
ذكر اين نكته لازم به نظر مىرسد كه منجمان به امير مبارز الدين گفته بودند كه طبق احكام نجومى ترا از جوانى سياه چردهء بلند بالا بر حذر بايد بود . حافظ ابرو در اين مورد مىنويسد :
يك هفته در تبريز بود ( امير مبارز الدين ) . جمعه نماز بگزارد . ناگاه آوازهء لشكر سلطان اويس رسيد . محمد مظفر را منجمان گفته بودند كه امسال ترا از جوانى سياه چهره بلند بالا ملالت عظيم برسد و او معلوم كرد كه اين صفات در سلطان اويس هست . بترسيد و از تبريز بيرون رفت و راه عراق عجم در پيش گرفت و تا اصفهان در هيچجا توقف نكرد و چون به اصفهان رسيد ، پسران او را كور كردند و در آخر بكشتند . »
شرح
( 97 ) . جامع : « و سلطان بايزيد را بر تخت نشانند و شاه يحيى لشكركش باشد و عهد كردند . » خانزاده بديع الجمال كه ظاهرا از خويشان شيخ ابو اسحق بوده محبوبه و سوگلى امير مبارز الدين بوده است و طبيعى است اگر چنين زنى بخواهد كه سلطنت به فرزند وى انتقال يابد .
( 98 ) . شرح اين توطئه با ذكر جزئيات و اسامى در تاريخ حافظ ابرو آمده است .
( 99 ) . جامع : « تولد امير مبارز الدين در اواسط جمادى الآخر سنهء سبع مايه . شصت و چهار سال و دو ماه و نيم عمر داشت و پنج سال و هفت ماه نابينا بود و او را پنج پسر و سه دختر بود : شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد و يك دختر از خان قتلغ مخدوم شاه بودند و شاه مظفر و خانزاده سلطان از زنى ديگر و خانزاده سلطان عمر يافت و زيارت حرمين را استسعاد يافت . خاتونى صالحهء متعبدهء خيره بود و سلطان بايزيد از خانزاده بديع الجمال بود . »
به نوشتهء حافظ ابرو : « چون امير مبارز الدين محمد شيراز را گرفت ، اتباع و خويشان شيخ ابو اسحق بهدست او اسير و گرفتار آمدند . از جملهء اين افراد دخترى بود از اقارب شيخ ابو اسحق به نام بديعة الجمال كه امير مبارز الدين محمد او را به زنى گرفت و سال ديگر سلطان ابو يزيد به دنيا آمد . »
نام كتاب حاجى زين عطار ، على ابن الحسين الانصارى طبيب شاه شجاع يعنى كتاب اختيارات بديعى مأخوذ از نام همين بديع الجمال است و خود او در مقدمه اظهار مىدارد كه آن را به نام « عصمة الدنيا و الدين بديع الجمال خلد الله ايام سلطنتها و ابد آثار معدلتها » نوشته .
تاريخ تأليف اين كتاب سال 770 است . حاجى زين عطار خود در 730 در شيراز دنيا آمده و در سنهء 806 درگذشته .
( 100 ) . در جامع التواريخ حسنى ، به جاى اين اشعار عربى و فارسى ، تنها اين قطعهء فارسى آمده است :منم آنكس كه اوج همت من * رفعت چرخ مختصر داند