تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
فخرت فلانا على صاحبه افخره فخرا : حكم به برترى او بر دوستش دادم . و هر چيز ارزشمند و نفيسى هم به فاخر تعبير شده است ، مىگويند : ثوب فاخر : جامه‌اى ارزنده و گرانقدر . ناقة فخور : شترى بزرگ پستان و پر شير « 1 » .
هامش
بر چنان كشورها است رايج است كه خوشبختانه بر خلاف اقوام ديگر شعراى ايرانى كمتر به فخر فروشى پرداخته‌اند و به ندرت يافت مىشود ، مثلا سعدى مىگويد : همه قبيله من عالمان دين بودند - مىبينيم در اينجا هم به دين و آئين الهى افتخار مىكند نه قوم گرايى و قبيله پرستى ولى شعراى اقوام ديگر نيمى از اشعارشان در فخر و برترى طلبى بر سايرين است تا جائى كه به نقائض در باره هم پرداخته‌اند اخطل كه شاعرى غير مسلمان بود و خلفاء غاصب مروانى او را در كار هجو تشويق ميكردند پا را از گليم خود فراتر نهاده و مهاجر و انصار را هجو ميكرده است و از همين روى هجو و زشتگويى رواج عجيبى يافته بود ، خوشبختانه شعراى پارسىگوى در هجو هم مبالغه نكردند و توجهى به آن ننمودند بلكه بر عكس از يكديگر تجليل كرده‌اند ، مولوى مىگويد :عطار روى بود و سنايى دو چشم او * ما از پى سنايى و عطار آمديميا اينكه در باره عطار باز مىگويد :هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايمجز شعرايى اندك و گدامنش مانند امير معزى و امثال او كمتر اديب و شاعرى در دام سياستى كه حكام نژادپرست بنى اميه ، بنى مروان و غزنويان و سلاجقه دنبال ميكردند گرفتار ميشدند زيرا آن سلاطين و طاغوتها فقهاء را پراكنده و دانشمندان را به بحث‌هاى وارداتى يونان سرگرم و ادباء و شعراء را به جان هم مىانداختند تا امت اسلامى سرگرم اختلافات شود و آنها با مىخوارگى و مطرب نوازى به حكومت ستمگرانه و سيطره خود ادامه دهند . ( 1 ) ابن فارس - ناقة فخور - را بزرگ پستان و كم شير معنى كرده : عظيمة الضرع القليلة الدر . ابن دريد هم همين نظر دارد - اذا عظم ضرعها و قل لبنها .