تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كتمان و پوشيده داشتن فضل همان كفران نعمت است و لذا بعد از آيه اخير گفت :
وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً
( 37 / نساء ) . و آيه :
وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً
ابن عباس در مورد اين آيه مىگويد : همين كه مشركين ، اهل قيامت را در محشر مىبينند كه داخل بهشت نميشوند مگر كسانى كه مشرك نبوده‌اند مىگويد :
وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ
23 / انعام « 1 » . آنگاه اعضاء و جوارحشان عليه آنها شهادت ميدهند ، در آن هنگام آرزو مىكنند و دوست ميدارند كه اى كاش سخنى را از خداوند كتمان نكرده بوديم . ( و بدروغ ادعاى ايمان و نبودن در گروه مشركين نميكرديم ) حسن مىگويد : معنى آيه فوق اين است كه در آخرت مواقفى و مراحلى هست كه مشركين در بعضى از آنها كتمان مىكنند و در بعضى ديگر كتمان نمىكنند و معنى آيه
لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً
42 / مائده در همانستكه اعضاء و جوارحشان به سخن در مىآيند و چيزى و سخنى را از او كتمان نمىكنند « 2 » .
هامش
از يارى نمودن به ديگرى بخل مىورزد بلكه مردم را هم به بخل امر مىكند و آنچه را كه از فضل و نعمت خداوند دارند مىپوشانند و كتمان مىكنند يعنى هم بخيلند و هم بدروغگوئى كتمان كننده هستند . ( 1 ) و سوگند به تو اى پروردگار ما كه ما مشرك نبوده‌ايم . ( 2 ) كتم و كتم - در ساير مآخذ به معنى گياهى است كه از آن براى رنگ سايه و مخلوط كردن آن با حناء استفاده مىشود ، در حديثى آمده است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و حضرت زين العابدين و فرزندش محمد بن على با آن گياه و حناء خضاب مىكردند . تكتم : نام چاه زمزم بوده زيرا قبيله جرهم بعد از خروج از مكه آن چاه .