آن ، هر چيزى مسخر او شده است .
و آيه :
وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّهِ
( 119 / آل عمران ) يعنى به كتابى كه فرستاده شده است كه در اين آيه واژه كتاب در موضع جمع است يا براى اينكه كتاب در اصل مصدر است مثل عدل ، و يا براى اينكه اسم جنس است مثل اينكه مىگويى :
الدراهم فى ايدى الناس : درهمها در دست مردم است ، و مثل آيه :
يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ
( 4 / بقره ) گفته شده مقصود اين است كه آنها مانند كسانى كه در آيه :
وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ
( 150 / نساء ) معرفى شده ، نيستند بلكه مؤمن به تمام قرآن و دين هستند .
كِتَابَةُ العبدِ : بندهاى كه خود را از آقايش با پرداخت چيزى كه بدست آورده و كسب نموده ، مىخرد و آزاد مىكند ، گفت :
وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ
( 33 / نور ) كه اشتقاق واژه - كتاب - در اين آيه اگر از كتابتى كه به معنى الزام و ايجاب در تعهد باشد صحيح است و همچنين اگر از - كتب - كه بمعنى درستى و نظم است باشد چنان كه انسان آن را عمل مىكند « 1 » ، ( در اين آيه هم توجهى خاص به
هامش
( 1 ) مبرد مىگويد : مكتب : محل تعليم . مكتب : معلم و آموزنده .
كتاب : دانش آموزان .
ابن اعرابى مىگويد : مفهوم كاتب در نزد اعراب عالم و دانشمند است و به آيه :أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ- 41 / طور ) استدلال كرده است .
( تهذيب اللغه 10 / 151 - مقائيس اللغه 5 / 159 ) . فراء با دو واسطه از على بن أبي طالب نقل مىكند كه صاحب برده بايستى يك سوم قرار داد را به بردهاش ببخشد .
( معانى القرآن 3 / 251 ) .