تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
.

كثب

: در آيه گفت :
وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً
مَهِيلًا 14 / مزمل يعنى ريگهاى متراكم و درهم فشرده شده ، جمعش - أَكْثِبَة و كُثُب و كُثْبَان - است . كَثِيبَة : مخلوطى از شير كم با مقدارى خرما كه به خاطر مخلوط بودنشان اينطور ناميده شده . كَثَبَ : وقتى است كه چيزى جمع شود و فراهم آيد . كَاثِب : جمع كننده . تَكْثِيبُ الصّيدِ : وقتى است كه شكار نزديك باشد كه بتواند شكار شود ، أعراب مىگويند : أَكْثَبَكَ الصّيدُ فارْمِهِ : شكار نزديك است آن را بزن و تيرش بينداز .

كثر

: قبلا گفته شد كه كثرت و قلت در كميت‌هايى كه منفصل و جدا از هم است مثل اعداد به كار ميرود .
هامش
را پوشاندند تا اينكه عبد المطلب آن چاه را مجددا حفر نمود كه در خواب ديد هاتفى به او گفت : احفر تكتم . و نيز - تكتم - نام مادر على بن موسى الرضا عليه السّلام است كه - ام حميده - مادر ابى الحسين عليه السّلام آن را مىخرد و به موسى بن جعفر ميدهد و سپس حضرت رضا عليه السّلام از آن زن كه برده بوده متولد مىشود و نامش از تكتم به طاهره بر مىگردد . ( برهان قاطع - مجمع البحرين 6 / 151 ) . جاى گفتن است كه مادران ائمه عليهم السّلام غالبا از برده‌ها و صالحات بوده‌اند نه از قشر اشراف و مترفين و متكاثرين يا افزون طلبان .