و كثير در هر دو معنى با هم خوانده شده ( يعنى گناه بزرگ براى خمر و قمار ) و اصلش اين است كه ابتداء در اجسام به كار ميرود و سپس در معانى ، مثل آيات :
لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً
إِلَّا أَحْصاها ( 49 / كهف ) .
وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ
( 61 / يونس ) .
و در آيه :
يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ
( 3 / توبه ) جز اين نيست كه حج را با صفت اكبر يعنى بزرگتر وصف كرده است تا هشدار و آگاهى بر اين باشد كه « عمره » حج كوچكتر است ، چنان كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
« العمرة هي الحجّ الأصغر » .
واژههاى كَبِير و أَكْبَر گاهى به اعتبار زمانى كه در آن هست گفته مىشود مثل عبارت :
فلان كبير : يعنى كهنسال است ، و مثل آيات :
إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ
أَحَدُهُما ( 23 / اسراء ) « 1 » .
وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ
( 266 / بقره ) .
وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ
( 50 / آل عمران ) « 2 » .
هامش
( 1 ) اشاره به حرمت داشتن به پدر و مادر است كه مىگويد : هر گاه يكى از آنها يا هر دو به سن كهولت رسيدند نبايستى به آنها حتى اف بگويى يعنى اظهار ملالت كنى و از احترام آنها خسته شوى ، نه تنها نبايستى با آنها تند حرف بزنى بلكهوَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً- 23 / اسراء ) سخنان كريمانه به آنها بگويى و بال و پر فروتنى و رحمت بر ايشان بگسترانى و بگو پروردگارا همانطور كه آنها مرا رشد دادند و تربيت كردند بر آنها رحمت فرست .
( 2 ) در هر دو آيه اخير به معنى پيروى و كهنسالى است .