هشدارى باشد بر اينكه هر گاه به اعتبار اين جهان و با كسانى كه آنها را تعليم ميدهد و فايدهشان مىرساند در نظر گرفته شود جبرئيل داراى نيروهاى زياد و قدرتى عظيم است .
ولى واژه - قوة - در معنى آماده شدن و نيروى بالقوهاى است در موجودات به كار رفته و بيشترين كسانى كه اين اصطلاح را به كار مىبرند فلاسفه هستند كه آن را بر دو وجه ذكر مىكنند .
اول - قوة براى آنچه كه موجود است ولى به كار نميرود و مستعمل نيست مثل :
فلان كاتب بالقوّة : يعنى معرفت و علم نويسندگى در او هست ولى آن را به كار نميبرد .
دوم - اينكه مىگويند - فكان كاتب بالقوة - مقصودشان اين نيست كه علم نويسندگى در او هست ، بلكه معنايش اينستكه او امكانش را دارد نويسندگى را بياموزد « 1 » .
قِوَاء : بيابان .
هامش
( 1 ) در حديثى آمده استكه : « المؤمن القوى خير من الضعيف » يعنى مؤمن قوى بهتر از ضعيف است بمعنى فرد قوى و نيرومندى كه در ايمانش قدرتمند و قوى است ، زيرا در آنصورت داراى قوت و قريحه و ارادهاى در امور آخرت خواهد بود كه بيشترين جهاد و پايداريش بر مشكلات در راه خدا و اشتياق در عبادات خواهد بود .
آنطوريكه اهل عرفان نقل كردهاند قواى عقلى در انسان چهار گونه است :
1 - قوه و نيروئى كه انسان را از حيوانات جدا مىكند ، همان قوه غريزى است كه انسان را براى ادراك علوم نظرى آماده مىكند ، پس همانطور كه نيروى حياتى ، جسم را براى حركات اختيارى و ادراكات حسى آماده مىكند قوه غريزى .