سوم - در مورد يارىكننده از خارج جسم به جسم به معنى قوة مثل آيه :
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً
( 80 / هود ) .
گفته شده معنى آن اينستكه مىگويد : چه كسى از سربازان هست كه من با نيروى آنها تقويت شوم و يا آنچه را كه از مال با آن نيرومند شوم ، مثل آيه :
قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ
( 33 / نمل ) .
چهارم - در معنى قدرت الهى ، مثل آيات :
إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ
عَزِيزٌ ( 25 / حديد ) .
كانَ اللَّهُ قَوِيًّا
عَزِيزاً ( 25 / احزاب ) .
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ
( 58 / ذاريات ) .
پس قدرتى كه ويژه خداى تعالى است و نيز آنچه را كه در باره خلق قرار داده عام است .
ولى در آيه :
وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ
( 52 / هود ) خداى تعالى بخشش انواع نيروها در باره هر كدام از موجودات را آنقدرى كه شايسته اوست و استحقاقش را دارد تضمين كرده است .
و آيه :
ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ
( 20 / تكوير ) مقصود جبرئيل است .
توصيف جبرئيل عليه السّلام با واژه قوة كه در پيشگاه عرش است به صورت مفرد و نكره يعنى
( ذِي قُوَّةٍ )
تنبيهى و هشدارى است بر اين كه او با اعتبار و در نظر گرفتن ملأ اعلى يا فرشتگان ، نيرويش تا حدودى و اندازهاى است كه بيان شده است .
و در آيه :
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
( 5 / نجم ) جبرئيل عليه السّلام را با واژه - قوى - يعنى به صورت جمع وصف كرده است و معرفه هم هست آن هم با معرفه جنسيت ، تا