قوي
: القُوَّةُ : يعنى نيرو كه گاهى در معنى قدرت هم به كار ميرود مثل آيه :
خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ
( 63 / بقره ) .
و گاهى قُوَّة براى آماده بودن موجود در چيزى است مثل اينكه گفته مىشود :
النّوى بِالقُوَّةِ نخلٌ : يعنى هسته خرما بالقوة درختى است يعنى آن هسته آماده و شايسته است كه نخلى از آن بوجود آيد و گاهى واژه قوة :
1 - در مورد بدن و جسم .
2 - و زمانى در مورد قلب .
3 - گاهى در يارى كنندهاى خارج از جسم .
4 - و زمانى در مورد قدرت الهى به كار ميرود .
اول - اما به كار بردن واژه قوة در مورد بدن و جسم ، مثل آيات :
وَ قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً
( 15 / فصلت ) .
فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ
( 95 / كهف ) .
پس قوة در اينجا نيروى بدنى است به دلالت اينكه او يعنى ذو القرنين از دريافت نيروى خارجى امتناع كرد ، و گفت :
ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ
( 95 / كهف ) « 1 » .
دوم - در مورد قوت قلب ، آيه :
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ
( 12 / مريم ) « 2 » يعنى با قوت قلب .
هامش
( 1 ) آنچه را كه خداوندم در آن نيرو داده است خير است .
( 2 ) يعنى اى يحيى كتاب تبليغت را با اطمينان خاطر و قوت قلب و اميدوارى بگير .