تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
كأنّه جمالات صفر ( 33 / مرسلات ) آمده است « 1 » . قَصَرْتُهُ : او را در « قصر » نهادم و از اين معنى است ، آيه :
حُورٌ مَقْصُوراتٌ
فِي الْخِيامِ ( 72 / رحمن ) . قَصَرَ الصَّلاةَ : نماز را با ترك بعضى از اركان آن كوتاه كرد ، در آيه :
فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا
مِنَ الصَّلاةِ ( 101 / نساء ) « 2 » . قَصَرْتُ اللّقحةَ على فرسى : اسبم را از لقاح و باردار شدنش باز داشتم . قَصَرَ السّهمُ عن الهدف : تير از هدف دور شد و به آن نرسيد . امرأةٌ قَاصِرَةُ الطّرفِ : زنى كه چشمان خود را از پاكى و ايمان به چيزى كه جايز نيست خيره نمىكند و چشم نمىدوزد [ زنان چشم پاك و ديده فروهشته از ناروا و حرام ] . خداى تعالى گفت :
فِيهِنَّ قاصِراتُ
الطَّرْفِ ( 56 / رحمن ) يعنى در بهشت
هامش
( 1 ) تشبيهى است از شعله‌هاى آتش دوزخ كه مىگويد : واى بر تكذيب كنندگان آيات خدا در هنگامه‌اى كه به آنها مىگويند به سوى همان چيزى كه آن را دروغ مىپنداشتيد روانه شويد به سوى سايه‌اى كه سه شاخه دارد كه نه از سايه و نه از حرارت بازتان نميدارد ، شعله‌اى است همچون قصرى با شكوه و بلند ، اين كنايه از كاخهاى دنيايى زر اندوزان و ستمگران است كه در دنيا در سايه‌ها و استراحتگاهها بىخبر و غافل از حال مستمندان مىخزيدند و ستم ميكردند و با غفلت و غرور و سرمستى آيات خدا را تكذيب مىنمودند و سپس مىگويد : كانه جمالات صفر - 33 / مرسلات ) گويى كه قطار شتران زردفام است كه از دور پيداست و اين آيه هم كنايه از همان قافله‌هاى سرمايه‌ها و مال التجاره‌هاى آنها است . ( 2 ) در بيمارى و سفر و معذور بودن ، گناهى بر شما نيست كه از نماز كم كنيد و آن را قصر و كوتاه بخوانيد .