تُقَرِّبُكُمْ
عِنْدَنا زُلْفى ( 37 / سبأ ) .
پنجم - قرب در معنى سرپرستى و پاس داشتن حرمت ، در آيات :
إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ
مِنَ الْمُحْسِنِينَ ( 56 / اعراف ) « 1 » .
فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ
( 186 / بقره ) .
ششم - قرب در معنى قدرت و توانايى ، مثل آيات :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ
إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( 16 / ق ) .
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ
( 85 / واقعه ) .
كه احتمال ميرود معنى نزديكتر بودن خدا از ايشان به او يعنى به شخصى كه در حال فوت است و از جهت قدرت باشد .
« قُرْبَان » : چيزى است كه باعث تقرب خدا مىشود و در سخن معمولى - قُرْبَان - اسمى است براى ذبيحه يا نسيكه روز عيد قربان ، جمعش - قَرَابِين - است « 2 » .
هامش
به شما دارند و دستهاى ديگر كسانى هستند كه به خدا و روز معاد ايمان مىآورند و هر چه مىبخشند براى بهرهمندى و نصيب از پيشگاه خداست و همچنين درود فرستادن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، آگاه باشيد كه اعمالشان براى آنها نصيب و بهرهاى است و به زودى در رحمتش داخل ميشوند همانا خدا آمرزنده و رحيم است .
( 1 ) براستى كه رحمت و بخشش خداى به نيكوكاران نزديك است و شامل حال آنهاست .
( 2 ) جمع نسيكه - نسائك است مثل ذبيحة و ذبايح - كه هر دو در يك معنى است .