كنندگان در وقتى كه آرزوى نفسانى براى خويش معين كرده بودند « 1 » .
و همينطور آيه :
فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
( 12 / قمر ) « 2 » .
قَدَرْتُ عَلَيْهِ شىء : او را در آن چيز در تنگنا و مضيقه قرار دادم ، گويى اندازهاى براى او بوده بر خلاف مفهومى كه از عبارت - به غير حساب - وصف شده است « 3 » .
در آيه :
وَ مَنْ قُدِرَ
عَلَيْهِ رِزْقُهُ ( 7 / طلاق ) يعنى روزيش بر او سخت شده و آيه :
يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
( 26 / رعد ) .
و آيه :
فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ
عَلَيْهِ ( 87 / انبياء ) يعنى او پنداشت كه هرگز بر او سخت نخواهيم گرفت كه
لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ
( 87 / انبياء ) نيز خوانده شده و از اين معنى واژه - أَقْدَر - يعنى كوتاه گردن مشتق شده است .
هامش
( 1 ) اشاره به رفتار ستمگران زر اندوز و تنگنظرانى است كه از بس حقير و كم مقدارند كه كارشان همواره عيبجويى و سخنچينى است و پيوسته مانع خيرند ، بىحيائى و پرروئى آنها عدم اصالتشان را نشان ميدهد ولى با داشتن ثروت و فرزندان از ايمان به آيات خدا مغرورانه سر مىپيچند مانند آنهائى كه حتى از دادن مقدارى از ميوه باغشان به مستمندان دريغ ورزيدند و به يكديگر مىگفتند نبايد به آنها كمك كنيم و با همان حالت قادر بودن بر ممانعت مسكينان با عذاب رو برو شدند و از باغشان جز خاشاكى باقى نماند و سپس يكديگر را بر ستمگرى و بىايمانيشان ملامت مىكردند .
( 2 ) خداوند مىگويد در طوفان نوح آب چشمهسارها را روان كرديم و بنا بر امورى كه مقدر شده است همه آبها به هم پيوستند .
( 3 ) توضيح مفصل و دقيق اين مفهوم در ذيل واژه - حسب آمده است .