است به آنچه را كه از او در حالات پياپى تقدير شده و حادث مىشود و همانست كه در آيه :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
( 29 / رحمن ) .
به آن اشاره شده است و بر آن اساس آيه :
وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
( 21 / حجر ) است « 1 » .
و آيه :
عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ
وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ ( 236 / بقره ) يعنى بر فرد سخى و بر تنگ نظر آنچه را كه شايسته حال اوست و برايش مقدر دارد قرار داده .
ابو الحسن گفته است : بِقَدَرٍ و بِقَدْرٍ - هر دو يكى است و همچنين :
فلان يخاصم به قدر و قدر : او به نهايت و بطور كامل خصومت مىكند « 2 » .
و آيه :
وَ الَّذِي قَدَّرَ
فَهَدى ( 3 / اعلى ) يعنى به هر چيزى آنچه را كه مصلحتش در آن است بخشيده است و بر آنچه كه رهائيش در آن است هدايتش كرده يا از روى سرشت و طبيعت قهرى و يا با تعليم و آموزش به او چنان كه گفت :
هامش
( 1 ) اشاره به نظام آفرينش در آسمانها و زمين است كه مىگويد : زمين را براى ادامه حيات آنچنان قرار داديم با كوههاى سر برافراشته بر آن ايجاد كرديم كه خود سببى در جذب آب و رطوبت است در نتيجه تمام گياهان و درختان متناسب و موزون را در آن رويانديم و براى آنها كه شما روزى ده آنها نيستند لوازم معيشت قرار داديم هر چيزى را جز به اندازهاى معين و معلوم نازل نمىكنيم .
( 2 ) قدر و قدر - اصل صحيحى است كه دلالت بر نهايت و حد كمال چيزى دارد كه همان كميت كامل چيزى است و نيز - قدر - قضا و حكم خداى تعالى است و در باره پديدههاى جهان بخاطر كمال و نهايتى است كه براى آن پديدهها اراده كرده است . ( مقائيس اللغه 5 / 62 ) .