تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
انْقِبَاضٌ : جمع شدن اطراف هر چيزى است كه در عدم گستردگى به كار ميرود « 1 » .

قبل

: قَبْل اين واژه در تقدم و پيشداشتى كه متصل يا منفصل از حال باشد به كار ميرود نقطه مقابلش - بعد - است و گفته شده ( قبل ) و ( بعد ) در پيشداشت و تقدم چيزى كه به حال متصل باشد به كار ميرود كه در آن صورت نقطه مقابلش - دبر و دبر -
هامش
( 1 ) انقبض القوم - وقتى است كه گروهى با سرعت حركت كنند . قابض : راننده سريع ، از اين جهت آن را - سائق يعنى راننده ، گفته‌اند كه ستورانش را جمع مىكند و مىراند . ابو عمرو مىگويد : قبض يعنى سرعت گرفتن و سرعت داشتن ، ( تهذيب اللغه 8 / 350 ) . در حديث آمده است كه : « الانقباض عن الناس مكسبة للعداوة » يعنى كسى كه نخست با مردم آميزش كند و سپس خوددارى نمايد و دورى از معاشرت آنها بدون علت و سبب باشد تحقيقا دشمنى آنها را كسب كرده است . ( مجمع البحرين 4 / 225 ) پيامبر فرمود : « فاطمة بضعة منّى يقبضنى ما قبضها » اى اكره ما تكرهه - يعنى فاطمة عليها السّلام پاره‌اى و جزئى از تن من است آنچه او را ناخشنود نمايد مرا ناخشنود ساخته است و از آنچه كه او را دلشاد و آسوده خاطر دارد مرا دلشاد داشته است ( النهايه 5 / 6 ابن اثير - لسان العرب 7 / 213 ابن منظور ) در مآخذ ديگر اين حديث چنين است ، « فاطمه بضعة منى فمن اغضبها اغضبنى » - ( صحيح بخارى در باب فضايل صحابه 12 / 16 / 29 نكاح 9 و 93 و 94 - صحيح ترمذى 6 - ابن ماجه 56 در باب نكاح ( المعجم المفهرس لألفاظ الحديث النبوى عن الكتب السنه ج 1 ص 188 و ابو داود ص 12 ) .