گرفتن آن چيز .
قَبْضُهَا عن الشيء : بستن دست قبل از گرفتن چيزى است ، كه همان امساك و خوددارى از گرفتن آن است .
و نيز - قَبْض - در مورد خوددارى دست از بخشش هم به كار ميرود ، در آيه گفت :
يَقْبِضُونَ
أَيْدِيَهُمْ ( 67 / توبه ) يعنى از انفاق و بخشش امتناع ميورزند و خوددارى مىكنند « 1 » واژه - قَبْض - براى حاصل كردن و بدست آوردن چيزى بطور استعاره به كار ميرود و هر چند كه در حصول آن چيز دست به كار نرود و كف دستها به كار نيايند ، مثل اينكه مىگويد :
هامش
( 1 ) قسمتى از آيات مربوط به زنان و مردان منافق است مىگويد ، اينان يكديگر را به زشتى امر مىكنند و از خوبيها يكديگر را باز ميدارند دستان خويش از بخشش و انفاق مىبندند و خوددارى مىكنند ، خداى را فراموش كردهاند و خدا هم ايشان را ، براستى كه اينان همان فاسقينند و خداوند آنها را با كفار به آتش دوزخ وعده داده است در آنجا هميشگىاند و براى آنها كافى استوَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ- 68 / توبه ) قبل از ايشان همانند آنها بلكه قويتر از آنها در تاريخ بودهاند كه از نظر اموال و اولاد بيشتر و بهرهمندى آنها از دنيا نيز به صورت خلاف افزونتر ، چنان كه اينان كه در مسائل شرعى خوض و غور ميكنند ، كارهاشان در دنيا و آخرت از بين رفته است و همينها خاسرين هستند ( آيات 67 - 69 / توبه ) ، در مورد سخاوت و بخشش مولوى مىگويد :اين سخا شاخى است از سرو بهشت * واى او كركف چنين شاخى به هشتترك شهوتها و لذتها سخاست * هر كه در شهوت فرو شد برنخاستمحسنان مردند و احسانها بماند * اى خنك آن را كه اين مركب براند .