تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و نيز به استخوان بازو كه به مرفق ميرسد - قَبِيحٌ - گفته مىشود .

قبر

: قَبْرٌ : جايگاه مرده و مصدر - قَبَرْتُهُ - است يعنى در قبرش نهادم . أَقْبَرْتُهُ : جاى قبرى برايش معين كردم كه در آن دفن شود ، مثل عبارت : اسقيته : چيزى كه براى نوشيدن لازم است برايش فراهم كردم ، در آيه :
ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ
: ( 21 / عبس ) كه گفته شده ، يعنى : او را الهام كرد كه چگونه دفن شود . مَقْبَرَةٌ و مِقْبَرَةٌ : آرامگاه و گورستان ، جمعش - مَقَابِرُ - است . در آيه :
حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ
( 2 / تكاثر ) كه كنايه از « مرگ » است . و نيز گفت :
إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ
( 9 / عاديات ) اشاره‌اى است به حالت بعث و برانگيخته شدن در آستانه قيامت . و نيز گفته شده : اشاره‌اى است به زمان آشكار شدن پنهانىها و نهفته‌هاى آدمى ، زيرا احوال انسان تا زمانى كه در دنياست پوشيده است گويى كه حالاتش در او مدفون شده است پس - قبور - در اينجا به صورت استعاره است . و نيز گفته شده : معناى آيه اخير ، يعنى زمانى كه جهالت و نادانى با مرگ از بين ميرود ، گويى كه كافر و جاهل مادام كه در دنيا است پنهان و دفن شده است و همين كه بميرد آشكار و ظاهر مىشود و از قبر وجودى و اعتقاديش خارج مىشود يعنى از جهالتش بيرون مىآيد و اين معنى بر حسب روايتى است كه : « الانسان نائم فاذا مات انتبه » « 1 » .
هامش
( 1 ) روايتى كه راغب عليه الرحمه به صورت فوق آورده در مآخذ ديگر « الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا » يعنى مردم خوابند همين كه مردند بيدار ميشوند . و در .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 116 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى