فلك
: الفُلْكُ : كشتى ، كه در مفرد و جمع هر دو به كار ميرود ولى تقديرشان مختلف است .
فُلْك - اگر در مفرد به كار رود بر وزن و بناى قفل است و اگر به معنى جمع باشد وزن و بنايش - حمر - است [ جمع قفل ، اقفال - ولى حمر جمع - حمار - است ] .
در آيات :
حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ
( 22 / يونس ) .
وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ
( 164 / بقره ) .
تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ
( 13 / نحل ) .
وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ
( 16 / زخرف ) .
( واژه فلك در آيات فوق به صورت مفرد و جمع هر دو به كار رفته كه از موصولات و ضماير آنها دانسته مىشود . ) الفَلْكُ : مدار جريان و حركت ستارگان ، وجه تسميهاش براى اين است كه فلك چون كشتى است [ از نظر حركت دورانى ] و در آيه :
وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ
يَسْبَحُونَ ( 33 / انبياء ) اشاره شده است « 1 »
هامش
( 1 ) ليث مىگويد در حديث آمده است كه - فلك - دوران و حركت دايرهاى شكل آسمان است كه ويژه دوران و دور زدن نيز هست اما ستارهشناسان مىگويند :
هفت فلك غير از آسمان وجود دارد كه در آن هفت فلك ، ستارگان مىگردند ، اما - فراء - چيزى را كه بعد از 900 سال نيوتن و بعد از چهار صد سال ياقوت حموى در معجم البلدان ذكر كرده براى فلك ذكر مىكند و چنين معنايى مىآورد : مىگويد :
فلك موجى ناپيداست كه خورشيد و ماه و تمام ستارگان در آن موج و نيرو حركت مىكنند ، ( تهذيب اللغه 10 / 254 ) .