تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠

فضو

: الفَضَاءُ : مكان باز و وسيع ، و از اين واژه است : أَفْضَى بيده الى كذا : با دستش به او فهماند . أَفْضَى إلى امرأته : كه بطور كنايه ، يعنى به همسرش رسيد و اشاره به عمل همسرى است كه چنين گفتن فصيحتر از تصريح نمودن و آشكارا گفتن است : « الكناية أبلغ و أقرب إلى التّصريح » . پس أفضى إليها - از خلا بها - رساتر و انسانىتر است ، در آيه گفت :
وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ
( 21 / نساء ) « 1 » . شاعر گويد :
طعامهم فَوْضَى فَضاً فى رحالهم « 2 » .
هامش
( 1 ) اين آيه اشاره به يك امر مهم انسانسازى است كه مىگويد هر گاه خواستيد همسرى را بجاى همسر قبليتان به ازدواج درآوريد اگر به همسر اوليتان حتى به اندازه يك پوست گاو هم طلا يا مال بسيار زيادى داده بوديد از او باز پس نگيريد ، چگونه مىخواهيد با ستم و بهتان و گناه آشكار از او بگيريد ، و چگونه اموال آنها را مىگيريد و حال اينكه شما همبستر يكديگر بوده‌ايد و به يكديگر رسيده‌ايد و آنها از شما پيمانى استوار گرفته‌اند . ( 2 ) مصراع شعر از - معدل بكرى - است و تمام بيت آن كه در مدح قوم و قبيله خويش گفته است چنين است .طعامهم فوضى فضا فى رحالهم * و لا يحسنون الشّرّ الا تناديايعنى طعام و اطعام آنها آزاد و در دسترس همه است كه در فرشها و بساطشان نهاده شده و هرگز شر و بدى را احسان نمىكنند جز اينكه همواره در مجلسشان تمام مردم را براى طعام فراهم مىآورند و آنها را به مهمانى مىخوانند .