فَإِنْ أَرادا فِصالًا
عَنْ تَراضٍ مِنْهُما ( 233 / بقره ) .
فِصالُهُ
فِي عامَيْنِ ( 13 / لقمان ) .
و از اين معنى واژه فصيل - است كه مخصوص جدا نمودن نوزاد شتر از شير مادر او است « 1 » .
المُفَصَّلُ من القرآن « 2 » : هفت سوره اخير قرآن براى اينكه ميان قصص و سورههاى كوتاه قرار دارند .
فَوَاصِل : اواخر آيات قرآن ، فَوَاصِلُ القلادةِ : مرواريدهاى ريز كه ميان رشته و بند جدا جدا قرار دارند .
و نيز گفته شده - فَصِيل - ديوار و حائلى است غير از ديوار بلند شهر ، در حديث آمده است كه :
« من انفق نفقة فَاصِلَةً فله من الأجر كذا » .
يعنى بخشش و نفقه جداكننده .
پس : كسى كه نفقهاى انفاق مىكند ميان كفر و ايمان جدائى مىاندازد [ ايمان را تأييد و كفر را تضعيف مىنمايد و چنين كسى در خور پاداش است ] .
فضض
: فَضٌّ شكستن چيزى و جدا كردن بعض از اجزاء آن از بعض ديگرش ، مثل شكستن
هامش
( 1 ) فصيل در معانى ، 1 - ديوار كوتاه ، 2 - كودك از مادر جدا شده ، نيز هست .
( 2 ) هفت سورهاى كه - راغب آنها را فاصله ميان سورههايى كه قصص در آنها هست و سورههايى كه بدون قصه است ميداند عبارتند از « محمد صلّى اللّه عليه و آله - فتح حجرات - ق - ذاريات - طور - النجم » ( مجمع البحرين 5 / 441 ) .