دشتى بوده است ميان پل خنبه و سق سلمان .
دوته ، 92
مركب نيك دوته به دو داد .
دوته ظاهرا دو نعل
رباط ( در يك فرسنگى فوشنج رباطى است ) غالبا رباط پى را قصد داشته - رباط پى .
رباط پى
( pay )
، 41
روستايى در زندهجان ، كوهى دارد كه از آنجا فسيل مرغان و جانوران برمىدارند . و به آن مرغ رباط پى گويند .
رشوه و پاره ، 44
رشوه و پاره به همين صورت در فارسى هروى متداول است .
زبانبند ، 122
حق السكوت
زردى آفتاب ، 163
نزديك غروب
از زر و مرد رعيّت بازارى بساخت ، 135
يعنى هم پول از رعيت گرفت و هم كارگر .
زمين داور ، 62
شهرستانى است در بين فراه و بست .
زوال درگشت ، 153
اندكى از ظهر بگذشت . ديوار مغرب سايه افگند .
هنگام زوالگاه ، 15 ، 95
سرظهر ، ساعت 12
زينه پايه ، 115
پلكان . اكنون در هرات نردبان را زينه پايه گويند .
سر چهارسو ، 160
مركز شهر كهنهء هرات ، محل تقاطع چهار بازار . اكنون نيز اين محل « سر چارسو » گفته مىشود . حوض معروف به « حوض چارسو » نيز در نبش جنوب شرقى چهارسو قرار دارد .
سق و سلمان
( saqsalman ) saq - salman
، 76
اكنون ساق سلمان گويند . دهستانى است در غرب هرات .
سودا كردند ، 18 ، 89
سودا كردن اكنون در لهجه هرات به معناى معامله و خريد و فروش است .
سه پل عقاب ، 33
نام ناحيهاى است . عقاب را اكنون گواليان گويند .
سينان ، باغات ، 155
سينان ناحيهاى در غرب هرات .
يك شاخ هيزم ، 120
تاكنون اصطلاح يك شاخ هيزم و يك شاخ كنده براى بيان تأكيد قلّت متداول است .
شافلان
( saflan )
، 76
اين شهرستان در شرق هرات است و اكنون پشتون زرغون نام دارد . اين نامى است كه در همين عصر گرفته است .
شاكان ، صحراء ، 158
صحرايى در فراه .
شبورغان
( sabargan ) saburgan
، 19 ، 98
اكنون شبرغان گويند . شهرى در شمال افغانستان ، مركز ولايت جوزجان .
شبروار ، 110
واحد مقدار ، به اندازهء يك مشت .